لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٣ - چون جان به حلق مىرسد جاى او را در بهشت به او مىنمايند
جان او را به سختى بگير پس ملك الموت پيش آيد و گويد كه اى بنده خدا آيا خود را خلاصى دادى از آتش جهنم به محبت اهل بيت آيا برات ايمنى از عذاب الهى گرفتى به سبب محبت ايشان آيا چنگ در دامان متابعت ايشان زدى كه به سبب آن داخل بهشت شوى او گويد كه نه، پس ملك الموت گويد بشارت باد ترا اى دشمن خدا به غضب و عذاب الهى و آتش جهنم اما آن چه از آن ترسان بودى به آن رسيدى پس به سختى تمام جان او را بيرون آورد پس سيصد شيطان موكل سازند به روح او كه همه آب دهان بر روى او اندازند و روح او در عذاب باشد پس چون او را در قبر در آوردند درى از درهاى جهنم بر روى او گشايند كه گند جهنميان و زبانه آتش در قبر او در آيد و در اين عذاب باشد تا روز قيامت.
و در موثق كالصحيح از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه چون جان به حلق رسد فرشته مىآيد و مىگويد كه اى فلان اميد از حيات بردار و خاطر جمعدار كه عذاب الهى به تو نمىرسد يا از محنت دنيا فارغ شدى.
و در موثق كالصحيح از آن حضرت منقول است كه فرمودند كه چون جان به سينه مىرسد مىبيند. و عقبه اسدى گفت گفتم كه چه چيز مىبيند فرمودند كه حضرت سيد المرسلين ٦ را مىبيند و حضرت مىفرمايد كه منم رسول اللَّه بشارت باد ترا پس حضرت فرمودند كه ديگر امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه را مىبيند و حضرت مىفرمايد كه منم على بن ابى طالب كه تو او را دوست مىداشتى آمدهايم كه ترا نفع برسانيم و از محنتها نگاهدارى كنيم كه به تو نرسد، عقبه گفت گفتم كه آيا ممكن است كه كسى حضرات را به بيند و باز بدنيا آيد كه شفا يابد از آن مرض حضرت فرمودند كه نمىشود همين كه مىبينند ايشان را مىروند از اين دنيا و اين بشارت را حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد ياد