لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٢ - موت فجأة سبب راحتى مؤمن است
مجملا همين ملاعين سبب ترك جنگ شدند و گفتند از اين طرف جمعى و از آن طرف جمعى بنشينند و با هم از كتاب خدا بحث كنند تا هر كه غالب شود او امام باشد حضرت فرمودند كه از اين طرف من بروم معاويه گفت كه كى طرف على مىتواند شد او از همه كس اعلم است حضرت فرمودند كه عبد اللَّه بن عباس بيايد گفتند كه او نيز از على است و مثل على است شما ابو موسى اشعرى را بفرستيد چون ايشان حماقت او را مىدانستند و از طرف ما عمرو عاص و هر چند حضرت مبالغه بيشتر فرمودند همين خوارج مبالغه بيشتر كردند تا عاقبت به مكر عمرو عاص آن شد كه شد و در جميع تواريخ مذكور و مسطور است و چون اين ملاعين دانستند كه اينها مكر عمرو عاص بود شروع به مجادله كردند با حضرت كه ما اگر بد كرديم تو چرا به گفته ما عمل مىكردى تا عاقبت جنگ كردند و همه كشته شدند الا نه كس و هر يك از ايشان به طرفى رفتند و الحال خوارج عمان اباضيهاند كه اميد هست كه به دولت قاهره مدفوع گردند و اگر عكرمه كافر فرنگى مىبود احتمال نجات نسبت به او مىرفت و ليكن از جميع كفار بدتر بود و چنين كس قابل توفيق نبود.
لهذا حضرت صلوات اللَّه عليه نرسيدند و غرض آن حضرت على الظاهر اين بود كه مردم اميدوار شوند و فرض محال است كه اگر بر فرض محال او برمىگشت ناجى مىبود و مقام گنجايش بيش از اين ندارد و تفصيل اينها را از مجالس المؤمنين طلب نمايند.
و از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقولست كه فرمودند كه و اللَّه كه اگر شخصى مدت عمر بت پرستى كرده باشد و در وقت رفتن شيعه شود آتش طمع در بدن او نمىكند هرگز بمقدار ذره يعنى هيچ عذاب نمىكشد.
[موت فُجأة سبب راحتى مؤمن است]
(و قال رسول اللَّه ٦ انّ موت الفجاءة تخفيف