الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٢٦ - چرا مسلمانان به عايشه كمك كردند، ولى به دختر پيامبر كمك نكردند؟!
عجيب است كه عايشه خود را مالك حجره پيامبر مىدانست و لذا موقعى كه خواستند جنازه امام حسن ٧ را در حجره پيامبر دفن كنند، عايشه گفت:
خانه، خانه من است و به كسى اجازه نمىدهم در آنجا دفن شود.
ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين مىنويسد: چون خواستند آن حضرت را دفن كنند عايشه بر استرى سوار شده از بنى اميه و مروانى يارى خواست و شاعر در اين باره مىگويد: «فيوما على بغل و يوما على جمل»[١]: (روزى بر استر و روزى بر شتر سوارى).
يعقوبى در تاريخ خود مىنويسد: «عايشه به قاطر سياه و سفيد سوار شد گفت خانه، خانه من است آنجا به كسى اجازه نمىدهم دفن شود «قاسم بن محمد ابن ابو بكر» گفت: اى عمه هنوز سرهاى خود را از روز جمل احمر نشستهايم آيا مىخواهى بگويند روز قاطر شهباء برگشت؟! پس «صقر بصرى» كه يكى از شعرا است عايشه را مخاطب كرده چنين مىگويد:
|
و يوم الحسن الهادى على بغلك اسرعت |
و مانست و مانعت و خاصمت و قاتلت |
|
|
و في بيت رسول اللَّه بالظّلم تحكّمت |
هل الزوجة اولى بالمواريث من البنت |
|
|
لك التسع من الثّمن و بالكلّ تحكّمت |
تجمّلت، تبغّلت و لو عشت تفيّلت[٢] |
|
يعنى: روز دفن حسن هادى شتابان سوار قاطر شده آمدى با تبختر و
[١] ابن جوزى، تذكرة الخواص، ص ١٢٢- ابو الفرج اصفهانى، مقاتل، ص ٣٠- ابن ابى الحديد، ج ٤، ص ١٨.
[٢] ابن شهراشوب، مناقب، ج ١، ص ١٥٧.