الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤١٤ - بخش چهارم (بيان موضع خود در برابر نظام حاكم)
اى مردم! بدانيد من فاطمهام، و پدرم محمد است كه صلوات و درود خدا بر او و خاندانش باد آنچه من مىگويم غلط نمىگويم و در اعمالم راه خطا نمىپويم.
پيامبرى از ميان شما برخاست و به سوى شما آمد كه از رنجهاى شما رنج مىبرد و به هدايت شما علاقه وافر داشت و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم بود.
هر گاه نسبت او را بجوئيد مىبينيد او پدر من بوده است نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموى من بوده است نه برادر مردان شما! و چه پرافتخار است اين نسب، درود خدا بر او و خاندانش باد.
آرى او آمد و رسالت خويش را به خوبى انجام داد و مردم را به روشنى انذار كرد، از طريقه مشركان روى برتافت و بر گردنهايشان كوبيد و گلويشان را فشرد، تا از شرك دست بر دارند و در راه توحيد گام بگذارند.
او همواره با دليل و برهان و اندرز سودمند مردم را به راه خدا دعوت مىكرد بتها را درهم مىشكست، و مغزهاى متكبران را مىكوبيد، تا جمع آنها متلاشى شد و تاريكىها بر طرف گشت صبح فرا رسيد و حق آشكار شد، نماينده دين به سخن در آمد و زمزمههاى شياطين خاموش گشت، افسر نفاق بر زمين فرو افتاد، گرههاى كفر و اختلاف گشوده شد و شما زبان به كلمه اخلاص «لا اله الا اللَّه» گشوديد، در حالى كه گروهى اندك و تهى دستى بيش نبوديد! آرى شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتيد و از كمى نفرات همچون جرعهاى براى شخص تشنه و يا لقمهاى براى گرسنه، و يا شعله آتشى براى كسى كه شتابان به دنبال آتشى مىرود، بوديد و زير دست و پاها له مىشديد! در آن ايام آب نوشيدنى شما متعفن و گنديده بود، و خوراكتان برگ درختان! ذليل و خوار بوديد و پيوسته از اين مىترسيديد كه دشمنان زورمند شما را بربايند و ببلعند! اما خداوند تبارك و تعالى شما را به بركت محمد ٦ بعد از آن همه ذلت و خوارى و ناتوانى نجات بخشيد، او با شجاعان درگير شد و با گرگهاى عرب و