الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٥ - پاره اى از فضائل فاطمه
وضع حمل كند نزد زنان قريش فرستاد تا به كمكش بيايند نيامدند و گفتند: چرا همسر محمد شدى؟ در همين حال چهار زن بسيار زيبا رو و نورانى كه نمىتوان توصيف آنان را كرد آمدند، يكى گفت: من مادر بزرگ تو حوايم، دومى گفت: من آسيه دختر مزاحمم سومى گفت من كلثوم خواهر موسايم، چهارمى گفت: من مريم دختر عمران و مادر عيسايم، آمدهايم تا تو را كمك كنيم و چون بچه به دنيا آمد سر به سجده نهاد و انگشتان رو به سوى آسمان گرفت[١].
از مسند على بن موسى الرضا ٧[٢] العمال[٣] و اسد الغابة[٤] و استيعاب[٥] رواياتى آوردهاند كه در بعضى وجه تسميه «فاطمه» به فاطمه آمده، و در بعضى ديگر آمده كنيه او ام ابيها بوده يعنى مادر پدرش.
ترمذى در صحيح خود روايتى آورده كه در آخر آن عايشه مىگويد: چون فاطمه به حضور رسول خدا ٦ وارد مىشد آن حضرت بر مىخاست و او را (يا دست او را) مىبوسيد و در جاى خود مىنشانيد[٦].
اين مضمون را ابو داود نيز در صحيح خود[٧] و عسقلانى در فتح البارى[٨] و ديگران در كتابهاى خود آوردهاند[٩].
[١] محب طبرى، ذخائر العقبى، ص ٤٤.
[٢] ذخائر العقبى، ص ٣٦.
[٣] متقى هندى، كنز العمال، ج ٦، ص ٢١٩.
[٤] ابن اثير، اسد الغابة، ج ٥، ص ٥٢٠.
[٥] ابن عبد البر، استيعاب، ج ٢، ص ٧٥٢.
[٦] ترمذى، صحيح، ج ٢، ص ٣١٩.
[٧] ابو داود طيالسى، صحيح، ص ٣٣٧.
[٨] عسقلانى، فتح البارى، ج ٩، ص ٢٠٠.
[٩] حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٣، ص ١٥٤- بيهقى، سنن، ج ٧، ص ١٠١.