الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٣ - تو نسبت به من همچون هارونى نسبت به موسى
خود روز شورى دليل آورد)، ذكر كرده است.
البته اين حاكم از اعيان و بزرگان مذاهب چهارگانه اهل سنت است و او زمان حافظ ابو العباس ابن عقده را درك كرده و وفات ابن عقده در سال ٣٣٣ هجرى بود.
حاكم تذكر داده است كه او حديث «انت منى بمنزلة هارون من موسى» را كه پيامبر ٦ در باره على فرموده از افراد زيادى روايت كرده است سپس ياد آور شده كه او حديث را روايت كرده است از: ابو بكر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، عبد الرحمن بن عوف، سعد بن ابى وقاص، حسن بن على بن ابى طالب ٧، عبد اللَّه بن عباس، عبد اللَّه بن عمر بن خطاب، ابن منذر، ابى بن كعب، ابى اليقظان، عمار بن ياسر، جابر ابن عبد اللَّه انصارى، ابى سعيد خدرى، مالك بن حويرث، زيد بن ارقم، براء بن عازب، انس بن مالك، جابر بن سمرة، حبش بن جنادة، معاوية بن ابى سفيان، بريدة اسلمى، فاطمه بنت رسول اللَّه ٦ و فاطمه بنت حمزة و اروى بنت حارث بن عبد المطلب[١].
در كتاب «مستدرك الصحيحين» حديث منزلت را از حسن بن سعد مولاى على ٧ چنين آورده كه على فرمود: رسول خدا ٦ دستور داد من در مدينه بمانم، و در جنگ شركت نكنم من به حامل پيام گفتم: هرگز جاى او نمىنشينم، پس آن حضرت مرا صدا زد تا با من در باره ناراحتيم از جانشينى او حرف بزند مرا گريه گرفت، آن حضرت پرسيد: چرا گريه مىكنى؟ عرض كردم يا رسول اللَّه گريهام از يك جهت نيست، بلكه از چند جهت است: اول اين كه فردا قريش مىگويند:
چه زود جانشين پسر عمش شد او را به ميدان فرستاد و از ياريش دريغ نمود. دوم اين كه من خود جهاد در راه خدا را دوست مىدارم، چون مىخواهم مشمول كلام خدا بشوم كه مىفرمايد: «وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ»: هيچ موضعى كه مايه خشم كفار باشد قدم نمىگذارند و از
[١] تاريخ ابن عساكر، ترجمه الامام على بن ابى طالب ج ١، ص ٢٨٢ تا ٣٦٤.