الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٤٥ - يك سند زنده براى عظمت اصحاب كسا
وارد محضر رسول خدا شدم او را در خواب يا در حالت وحى يافتم، ناگهان متوجه شدم كه مارى در گوشه خانه در حركت است، فكر كردم اگر به كشتن آن بپردازم رسول خدا از خواب بيدار مىشود و اگر برگردم ممكن است به آن جناب اذيتى برساند به ناچار جان خود را سپر بلاى آن حضرت نموده و بين او و آن مار دراز كشيدم تا اگر بناى نيش زدن دارد مرا نيش بزند در همين حال رسول خدا ٦ برخاست در حالى كه اين آيه را مىخواند: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ سپس فرمود: «الحمد للَّه» پس نگاهش به من افتاد كه در كنارش دراز كشيدهام، پرسيد چرا دراز كشيدهاى؟ گفتم: به خاطر اين مار، فرمود: برخيز و آن مار را بكش، من مار را كشتم آنگاه دست مرا گرفت و فرمود: اى ابو رافع به زودى بعد از من مردمى خواهند بود كه با على ٧ قتال كنند، حق خداست كه مردم با آن جمعيت جهاد كنند حتى اگر كسى قدرت جهاد نداشت با زبان خود عليه آنان مبارزه كند و اگر اين قدرت را هم نداشت با قلبش كه وظيفه غير اين نيست[١].
غرض در بسيارى از منابع اهل تسنن روايات متعددى دائر بر اين كه آيه فوق در شأن على ٧ نازل شده نقل گرديده است كه در بعضى از آنها اشاره به موضوع بخشيدن انگشتر در حال ركوع نيز شده و در بعضى نشده، و تنها به نزول آيه در باره على ٧ قناعت گرديده است.
و اين روايت را «ابن عباس» و «عمار ياسر»، «عبد اللَّه بن سلام»، «سلمة بن كهيل»، «انس بن مالك»، «عتبة بن حكيم»، «عبد اللَّه ابى»، «عبد اللَّه بن غالب»، «جابر بن عبد اللَّه انصارى» و «ابو ذر غفارى» نقل كردهاند[٢].
[١] كنز العمال، ج ٧، ص ٣٠٥.
[٢] احقاق الحق، ج ٢، ص ٤١٠- ٣٩٩.
جالب اين كه در كتاب غاية المرام تعداد ٢٤ حديث در اين باره از طريق اهل تسنن و ١٩ حديث از طريق شيعه نقل كرده است كتابهاى معروفى كه اين حديث در آن نقل شده از سى كتاب تجاوز مىكند كه همه از منابع اهل تسنن است از جمله محب الدين طبرى در ذخائر العقبى ص ٨٨ و قاضى شوكانى در تفسير فتح الغدير ج ٢، ص ٥٠ و در جامع الاصول ج ٩، ص ٤٧٨ در اسباب النزول واحدى ص ١٤٨ و لباب النقول سيوطى ص ٩٠ در تذكرة سبط بن جوزى ص ١٨ و در نور الابصار شبلنجى، ص ١٠٥ و در تفسير طبرى، ص ١٦٥ و در كتاب الكافى الشاف ابن حجر عسقلانى ص ٥٦ و در مفاتيح الغيب رازى، ج ٣، ص ٤٣١ و در تفسير در المنثور ج ٢، ص ٣٩٣ و در كتاب كنز العمال ج ٦، ص ٣٩١ و مسند ابن الشيخ و مسند ابن مردويه و علاوه بر اينها در صحيح نسائى و كتاب الجمع بين- الصحاح الستة، تفسير كبير فخر رازى و كتابهاى متعدد ديگرى اين احاديث آمده است و براى اطلاع بيشتر به كتاب احقاق الحق و الغدير و المراجعات مراجعه شود.