الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٢ - شاگردان و كسانى كه از وى روايت كرده اند
١٠- سيد احمد بن محمد علوى.
١١- سيد نجم الدين محمد بن موسوى.
١٢- شيخ محمد بن بشير[١].
ابن طاوس با آنكه در علم فقه درياى مواجى بود و به دقايق آن علم آگاه بود ولى در آن رشته جز يك كتاب تأليف نكرد و در اوائل اجازات خويش آورده است كه:
من در علم فقه بر تأليف كتاب «غياث الورى» كه در بيان قضاء صلات از اموات است، اختصار نمودم و هرگز در پى تقرير سئوال و جواب و مسائل آن علم نگرديدم زيرا در مسائل فقهى به قدرى اختلاف آراء زياد است كه تحقيق صواب از خطا و تميز حق از باطل در نهايت اشكال است.
لاجرم صلاح دنيا و آخرت خود را در آن ديدم كه از فتوى در احكام شرعى خوددارى نمايم و خود را از خطر اين آيه شريفه كه خطاب به حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و اله و سلم است حفظ كنم:
لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ.
«يعنى: اگر پيغمبر صلى اللّه عليه و اله و سلم بعضى سخنان بر ما به دروغ نسبت دهد، دست راست او را گرفته، قطع كنيم».
اينك خود را در پناه لطف و عنايت الهى از هر خطر محفوظ مىدانم و هرگاه در فقه تأليفى مىكردم هرگز خويشتن را از آن خطر در امان نمىدانستم، زيرا احتمال داشت كه در بيان فتاوا راه خطا پيموده باشم در نتيجه مسلمانان به غير ما انزل اللّه عمل كرده باشند و بدين وسيله نقصى در ورع من پديد آيد،
[١] مقدمه كشف المحجة.