الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٧٩ - نصّ به وصايت على
است: «هلمّوا رحمكم اللَّه الى الإمام العادل و الوصيّ التّقيّ و الصدّيق الأكبر»: بيائيد خدا شما را رحمت كند، به سوى امام عادل و وصى پرهيزكار و صديق اكبر، بدانيد كه دشمنى معاويه با على ٧ از جنگ بدر است و كينه جاهليت مىباشد، معاويه بدين وسيله مىخواهد انتقام خونهاى بنى عبد شمس را بگيرد[١].
همچنين ابن عبد ربه در كتاب «العقد الفريد» در باره ورود «اروى دختر عبد المطلب» بر معاويه نوشته است معاويه به او گفت: چه طور بودى بعد از ما؟
گفت: اى پسر برادرم كفران نعمت كردى، و در مصاحبت با پسر عمويت بد كردى و ناميدى خود را به غير اسم خود، و غير حق خود را گرفتى بدون اين كه ترا و پدرانت را حقى باشد و بدون اين كه در اسلام سابقهاى داشته باشيد بعد از آن كه به رسول خدا كافر شديد، پس خداوند شما را از ريشه بكند و به خاك مذلت اندازد و حق را به صاحبش بر گرداند، اگر چه مشركان آن را نخواهند تا كلمه ما عالى و بالا و پيامبر ما يارى شده باشد بعد از او خود را بر ما والى ساختيد و دليل آورديد بر ساير مردم به اين كه با رسول خدا قرابت نزديك داريد و حال آن كه ما از شما به پيامبر نزديكتريم و از شما به پيامبر اولىتر مىباشيم مثل ما در ميان شما به منزله بنى اسرائيل در ميان آل فرعون است على ٧ بعد از پيامبر ما به منزله هارون نسبت به موسى بود پس پايان امر ما به بهشت و نهايت امر شما به دوزخ است[٢].
از جمله آنچه دلالت مىكند بر ظهور نص بر ولايت على بن ابى طالب ٧ و شهرت او، اين است كه عدهاى از اصحاب تاريخ و دانشمندان آن را در كتابهاى خود نوشتهاند.
از جمله ابو الفرج اصفهانى در كتاب «الأغانى» به سند خود گفته است كه به من روايت كرده ابو سليمان التاجى و گفت: روزى مهدى عباس نشسته بود و به قريش صله مىداد او ابتدا از بنى هاشم شروع كرد و سپس به ساير قريش.
[١] العقد الفريد ج ٢، ص ١١٧.
[٢] العقد الفريد ج ٢، ص ١١٩.