الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٥٤ - معتقدات شيعه
به ثبوت رسالتش مىدهند و ما ديديم در مدت حيات پيامبر كه خدا ما را به وسيله او از ذلت به عزت و از فقر به غنا و از خوارى به بزرگوارى و از كفر به ايمان و از خلود در آتش به خلود در نعم آخرت رساند و از هر شرّى كه بوديم بيرون آورد و به سوى هر خيرى هدايت يافتيم و آن حضرت ما را در دنيا بر نفس شريف و خاندانش مقدم داشت و به ما آنچنان نيكى و احسان نمود كه بيان و زبان از شمارش اوصاف او ٦ عاجزند.
از شفقت و محبّت و احسانش نسبت به ما اين بود كه هر گاه اراده سفر مىكرد و يا لشكرى به جايى گسيل مىداشت، جانشين و نمايندهاى براى خود معين مىكرد و ما را به سوى او سفارش مىنمود و اين كه او پيوسته در طول حياتش در بسيارى از اوقات در باره اولاد و عترت خود توصيه مىفرمود و ما را راهنمائى مىنمود كه آنان خلفا و جانشينان او در ميان امتش مىباشند نياكان و گذشتگانمان را يافتيم كه اين حقايق را يكى بعد از ديگرى براى ما به طور متواتر نقل كردند كه موجب علم و يقين ما بود.
و نيز دانستيم كه پيامبر ما حضرت محمد ٦ امور مسلمانان را آن طورى كه بعضى از جاهلان مىگويند، مهمل و به حال خودشان نگذاشت، بلكه براى خود در ميان امت جانشين تعين كرد چنان كه مقتضاى عقل سليم و فكر مستقيم همين است.
پس آن دانشمند شيعى به من گفت اگر مايل باشى پارهاى از اخبارى را كه در اين خصوص نقل شده است براى تو بياوريم البته همه اين روايات بيش از آن است كه به شمار آيد و اگر بخواهى براى تو بعضى از رواياتى را كه مخالفين ما از پيروان مذاهب چهارگانه در كتابهاى خود كه آنها را صحيح خوانده و بر آنها اعتماد نموده و روايت كردهاند، بياوريم.
مؤلف اين كتاب «عبد المحمود بن داود» گفت: به آن شيعه گفتم اخبارى را كه از طريق خودتان وارد ساختهايد، نمىخواهم زيرا مرا قانع نمىكند كه نفس خود را با اخبار خود پاك گردانيد و اين كه شاهدتان از خودتان باشد، بلكه من مىخواهم