الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٨٩ - فاطمه (س) در حالى از دنيا رفت كه از ابو بكر و عمر خشمگين بود
ابن ابى الحديد از احمد بن عبد العزيز جوهرى نقل مىكند فاطمه پس از قضيه فدك سوگند ياد كرد ديگر با ابو بكر و عمر تكلم نكند و از آنها خود را پنهان دارد و لذا در حال احتضار وصيت كرد و تأكيد نمود بلكه تعهد گرفت از على ٧ كه شب او را دفن كند و قبر او را مخفى دارد كه آن دو نفر به جنازه او حاضر نشوند.
پس از اين روايات معلوم شد كه فاطمه در هنگام رحلتش از شيخين غضبناك و ناراضى بود و به موجب روايات فراوانى كه در كتب اهل تسنن موجود است نمونههائى از آنها ذكر گرديد و هر كس فاطمه از او ناراضى و غضبناك باشد، خدا و رسول نيز از او ناراضى و خشمگين هستند و چون اين جريان به هيچ وجه قابل كتمان و اغماض نيست و بزرگترين لكه ننگى بر دامان شيخين است، خواستهاند براى اين كه جريان را لوث كنند و زبان دوستان على ٧ و زهرا را كوتاه نمايند بر آنها شريك جرم درست كردهاند و حديثى جعل نمودهاند كه اين اخبار در باره على (ع) رسيده كه چون خواست دختر ابى جهل را به عقد ازدواج خود در آورد و رسول خدا بر او غضبناك شد فرمود: هر كس فاطمه را بيازارد مرا آزرده است و كسى كه مرا آزار دهد مغضوب خداست و مرادش على ٧ بوده است!!! البته هر انسان عاقلى با مختصر تأمل مىفهمد كه اين حديث از جعليات امويهاست و هيچ تناسبى با شأن على ٧ و زهرا ٣ ندارد چنان كه برخى از علماى بزرگ عامه نيز به اين معنى اعتراف دارند.
چنانچه ابن ابى الحديد معتزلى از شيخ و استاد خودش ابو جعفر محمد بن عبد اللَّه اسكافى بغدادى در اين باره بيانى دارد و مىگويد: معاويه بن ابى سفيان جمعى از صحابه و تابعين را معين نموده بود كه در باره على ٧ اخبار قبيح جعل بنمايند و آن حضرت را مورد طعن و مذمت قرار دهند تا مردم از آن بزرگوار بيزارى جويند. از جمله آنها ابو هريره و عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه و از تابعين عروة بن زبير و .... و به بعضى از اخبار مجعول اشاره نموده تا مىرسد به نام ابو هريره گويد: ابو هريره كسى است كه روايت نموده حديثى را كه معناى آن اين