الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٥٩ - چيزهاى عجيبى كه از مخالفين ديده مى شود
«دعوا حديث عمرو بن ثابت فانّه كان يسبّ السّلف»[١] حديث عمرو بن ثابت را واگذاريد زيرا كه او گذشتگان را سب مىكرد.
مؤلف خطاب به خواننده كتاب مىگويد: نگاه كن خدايت رحمت كند چگونه خود را از استفاده ٧٠ هزار حديث پيامبرشان به روايت ابى جعفر ٧ محروم كردهاند در حالى كه آن حضرت از بزرگان اهل بيت است كه پيامبر امر به اطاعت آنها فرموده است و علاوه بر اين اكثر مسلمانان يا تمام ايشان زنده شدن مردگان را در دنيا و در قبور روايت كردهاند و روايت آنها در باره اصحاب كهف قبلا گذشت و اين كتاب آنها قرآن است كه مىگويد: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ[٢].
(آيا نديدى كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند، خداوند فرمود بميريد، همه مردند، سپس آنها را زنده كرد ...) در خصوص زنده كردن «حزقيل» وارد شده است و داستان آن هفتاد نفرى كه در حضور حضرت موسى در اثر صاعقه مردند در حديث عزيز و كسى كه حضرت عيسى او را زنده كرد و حديث «جريح» كه بر صحت آن اجماع دارند و حديث زنده كردن مردها در قبور براى سؤال ..
پس چه فرق است بين اينها و بين آنچه اهل بيت و شيعيان آنها در باره رجعت روايت كردهاند. جابر در اين باره چه گناهى دارد، تا اين كه احاديثش از درجه اعتبار ساقط شود؟! ولى آنهائى كه از دشمنان اهل بيت روايت مىكنند، رواياتشان در اعلى درجه اعتبار تلقى گردد!! و باز عجيب است كه اين گروه اين چهار تن را نه تنها از فقها و علما مىشمارند، بلكه آنان را امامان و پيشوايان علماء و فقهاء مىدانند ولى امامان اهل بيت و فقها و علماى شيعيان آنها را در رديف يكى از آنان قرار نمىدهند!!
[١] مسلم، صحيح، ج ١، ص ٦١.
[٢] سوره بقره، آيه ٢٤٣.