الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٤١ - اسامى ائمه اثنى عشر
شرفياب شدم و ناگهان حسين ٧ را روى زانوى او ديدم پيامبر از چشمان و دهانش مىبوسيد و مىفرمود:
«انت سيّد ابن السّيّد ابو السّادات انت امام ابن الإمام ابو الائمة انت حجّة بن الحجّة ابو الحجج تسعة من صلبك تاسعهم قائمهم»
[١].
يعنى تو سيد فرزند سيد و پدر ساداتى، تو امام فرزند امام و پدر امامانى، تو حجت خدا و فرزند حجت خدا و پدر حجج الهى هستى، نه تن از صلب توست كه نهمين آنها قائم آنهاست. چنان كه مىبينيم در روايات اهل تسنن نه تنها به تعداد دوازدهگانه ائمه اطهار تصريح شده، بلكه اسامى فرد فرد آنها نيز ذكر شده است.
و در اين باره روايات از طريق اهل تسنن زياد است و مرحوم مؤلف به جهت رعايت اختصار به عنوان نمونه به نقل سه روايت اكتفا كرده است و ما براى مزيد فائده دو روايت جالب ديگر به اين باب اضافه كرديم.
مؤلف «ينابيع المودة» از «فرائد السمطين» شيخ الإسلام حموينى از مجاهد و از ابن عباس نقل مىكند كه مرد يهودى به نام «نعثل- مغثل» مسائلى چند در باره توحيد از پيامبر اكرم ٦ پرسيد، حضرت به همه آنها پاسخ دادند، «نعثل- مغثل» مسائلى چند در باره توحيد از پيامبر اكرم ٦ پرسيد، حضرت به همه آنها پاسخ دادند «نعثل» قانع شد و اسلام آورد بعد عرض كرد يا رسول اللَّه هر پيغمبرى وصيى داشته وصى شما كيست؟
فرمود:
«انّ وصيّى علىّ بن ابى طالب و بعده سبطاى الحسن و الحسين تتلوه تسعة ائمّة من صلب الحسين»
يعنى وصى من على بن ابى طالب است و بعد از او دو دخترزادهام حسن و حسين و بعد از ايشان نه نفر امامان از صلب حسين مىباشند نعثل عرض كرد تمنا دارم اسامى آنان را براى من بيان فرمائى، حضرت فرمود:
«اذا مضى الحسين فانبه علىّ فاذا مضى على فانبه محمّد فاذا مضى محمّد فانبه جعفر فاذا مضى جعفر فانبه موسى فاذا مضى موسى فانبه علىّ فاذا مضى علىّ، فانبه محمّد فاذا مضى محمّد فانبه علىّ فاذا مضى علىّ فانبه الحسن فاذا مضى الحسن فانبه الحجّة محمّد المهدىّ فهؤلاء اثنا عشر»
.______________________________
(١) خوارزمى، مقتل
الحسين، ص ١٤٥.
[١] خوارزمى، مقتل الحسين، ص ١٤٥.