الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣١٤ - واقعه غدير
را يارى كند و از يارى كسى دريغ فرما كه از يارى او دريغ كند، پس همه آنان شهادت خود را گفتند: سه نفر از كسانى كه شاهد جريان غدير بودند آن روز برنخاستند، پس على ٧ آنان را نفرين كرد[١].
ابن اثير جزرى در «اسد الغابة» و ابن حجر عسقلانى در «الإصابة» بعد از ذكر سند، از ابى الطفيل روايت كردهاند كه گفت: ما نزد على ٧ بوديم كه فرمود: كسانى را كه در روز غدير خم بودند سوگند مىدهم كه برخيزند و شهادت دهند، پس هفده نفر كه يكى از آنان «ابو قدامة انصارى» بود برخاسته گفتند: ما شهادت مىدهيم كه با رسول خدا از حجة الوداع برگشتيم، در هنگام ظهر رسول خدا بر ما ظاهر شد و دستور داد تا شاخههاى چند را بهم بستند و جامه روى آن انداختند، مناديان نداى نماز بدادند و همه به نماز ايستاديم، پس برخاست و حمد و ثناى خدا نمود، سپس فرمود: اى مردم! آيا مىدانيد كه خداى عز و جل مولاى من و من مولاى مؤمنينم و من به شما اختياردارتر از خود شمايم؟ (اين سؤال را چند بار تكرار كرد و در هر نوبت مردم) گفتند: بلى، سپس در حالى كه دست تو را در دست داشت مىفرمود: هر كه من مولاى اويم على مولاى او است بار الها دوستى كن با هر كس كه با او دوستى كند و دشمنى كن با هر كس كه با او دشمنى كند و اين دعا را سه بار تكرار كرد[٢].
ابن اثير جزرى نيز در «اسد الغابة» آورده و در آن آمده، پس شهادت دادند كه اين معنا را از رسول خدا ٦ شنيدند و جمعى ديگر اين شهادت را كتمان كردند، و از دنيا نرفتند، مگر بعد از آنكه كور شدند و يا به آفتى ديگر مبتلا گشتند كه يكى از آنان «يزيد بن وديعه» و يكى ديگر «عبد الرحمن بن مدلج» بود[٣].
[١] احمد بن حنبل، مسند، ج ١، ص ١١٩- ابن مغازلى، المناقب، ص ٢٦- اصابه، ج ٤، ص ١٢٨.
[٢] ابن اثير، اسد الغابة، ج ٥، ص ٢٧٦- ابن حجر، الإصابة، ج ٧، ص ١٥٦.
[٣] ابن اثير، اسد الغابة، ج ٣، ص ٣٢١.