الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٨١ - نزول آيه تطهير در باره آل محمد
دادند من هم با آنها همآواز شده، منهم به او جسارت كردم چون آنها رفتند، من و واثله تنها مانديم، به من گفت: چرا به اين مرد فحش دادى؟ گفتم: ديدم آن جمعيت به او فحش مىدهند منهم به آنها تبعيت كردم.
«واثله» گفت: آيا به تو خبر بدهم آنچه را كه در باره على ٧ از رسول خدا ديدهام؟ گفتم: بلى.
گفت: آمدم به خدمت فاطمه ٧ تا از على ٧ بپرسم، فرمود:
به خدمت پيامبر رفته است به انتظار نشستم طولى نكشيد تا اين كه پيامبر به همراه على و حسن و حسين آمدند و هر كدام از حسن و حسين را به دست گرفته بود، تا اين كه وارد شدند. پيامبر على و فاطمه را روبروى خود قرار داد و حسن و حسين را روى زانوهاى خود نشاند بعد با لباس خود- يا گفت با عبا- آنها را پوشاند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود:
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و بعد از آن فرمود: «اللّهمّ هؤلاء اهل بيتى و اهل بيتى احقّ»
[١].
خداوندا اينها خاندان منند و اهل بيت من شايستهاند.
از واثله چندين روايت به همين مضمون نقل شده است و بعضيها احتمال دادهاند كه واثله اين جريان را از پيامبر مكرر ديده است[٢] و چون مضمون آنها نظير روايت قبل بود از نقل آنها خوددارى شد[٣].
احمد بن حنبل به سند خود از ام سلمه روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ در خانه او بود كه فاطمه ٣ ديگى سنگى آورد كه در آن حريره بود، آن بانو را داخل اطاق پيامبر بردم به او فرمود شوهر و فرزندانت را بگو بپايندام سلمه مىگويد: على و حسنين آمده بر او وارد شدند و آن حريره را ميل كردند رسول خدا
[١] احمد بن حنبل، مسند، ج ٤، ص ١٠٧- ابن مغازلى، المناقب، ص ٣٠٥- ابن اثير، اسد الغابة، ج ٢، ص ٢٠.
[٢] طرائف، ص ١٢٤.
[٣] حاكم، مستدرك، ج ٢، ص ٤١٦- ج ٣، ص ١٤٧.