الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٨ - ابن طاوس اسطوره تقوا و فضيلت
اى را از ديگران استماع نمودهام[١].
در كتاب «عمدة الطالب» نوشته است كه آن جناب بر اسم اعظم واقف گشت، و بر آن گنج سعادت ظفر يافت و به هنگام دعا و درخواست حوائج خدا را با آن نام بزرگ مىخواند و از بركات آن، دعايش مستجاب مىشد او را دو پسر بود، پيوسته به ايشان مىگفت كه چندينبار از خدا مسئلت نمودم كه آن اسم را به شما بياموزم، ولى از خداوند حكيم اجازه آن كار را نيافتم ولى آن اسم در كتابهاى من مسطور است و مانند لآلى تابنده در خزانه كتب من پراكنده است، شما را به مطالعه آن كتب وصيت مىكنم، شايد خود بر آن اسم پى ببريد[٢].
مؤلف ريحانة الادب مىنويسد:
كرامات با هره بسيارى بدو منسوب مىباشد كه علّامه حلّى بعضى از آنها را به واسطه ديگر روايت كرده و بسيار ستوده و بعضى از آنها را در مستدرك الوسائل نقل كرده است موافق نقل معتمد، در كتاب عمدة الطالب مستجاب الدعوه و واقف بر اسم اعظم دانسته و از بعض تأليفات خودش استظهار شده كه باب فيض ملاقات حضرت ولى عصر عجل اللّه فرجه به روى وى مفتوح بود درد دل خود را از داروخانه آن طبيب نفوس بشرى مداوا و نهال وجود خود را از آن سرچشمه فيوضات ربانى مشروب مىنمود[٣].
گويند آن مرحوم در كتاب «مهج الدعوات» آورده كه در شب چهارشنبه بيست و سيّم ذيقعده الحرام از سال ٦٣٨ هجرى در «سرّ من رآى» بودم به هنگام سحر در سرداب مقدس مىشنيدم كه آن جناب در حق شيعيان خود بدين عبارات دعا مى فرمود:
«الهى بحقّ من ناجاك و بحقّ من دعاك فى البرّ و البحر تفضّل على
[١] مدرس، ريحانة الأدب، ج ٨، ص ٧٧.
[٢] بنا به نقل نامه دانشوران، ناصرى، ص ١٦٣.
[٣] مدرس، ريحانة الأدب، ج ٨، ص ٧٧.