الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٥ - حديث ثقلين
با كتاب خدا همواره با همند و از يك ديگر جدا نمىشوند، تا بر لب حوض بر من درآيند[١].
اين حديث از احاديث متواتر است كه اغلب راويان آن بزرگان صحابهاند و هيچ يك از علماى عامه در سند آن تشكيك نكرده و دلالتش بر خلافت بلا فصل على ٧ نيز بسيار قوى است. و اين روايت كه به طرق گوناگون نقل شده است دلالت قطعى دارد كه پيامبر ٦ در مقام تعيين جانشين خود اين مطلب را بيان فرموده، پس معلوم مىشود على ٧ خليفه منصوب از طرف رسول خدا است چون در بعضى از طرق حديث ديديد كه صريحا نام على ٧ برده شده است و اين مطلب را كسى انكار نكرده، حتى ابن حجر هيثمى كه دشمنيش با شيعه به حدى است كه كتاب «صواعق المحرقه» خود را در رد اهل بدعت و زندقه نوشته و مقصودش از اهل بدعت و زندقه همان شيعه است.
در ذيل حديث شريف بيان مفصلى دارد بعد از آنكه مفردات آن را معنا كرده در تشريح آن مىگويد:
اگر رسول خدا ٦ مردم را بر اقتدا و تمسك به عترت تحريك و تشويق كرد بدين جهت بود كه عترت تا روز قيامت از كتاب خدا جدا نمىشود، چون خدا پليدى و رجس را از عترت برده و ايشان را تطهير كرده، علاوه بر اينكه عترت، عالم ترين امت به كتاب خدا و سنت پيامبر است و به همين جهت رسول خدا ٦ فرمود:
به عترت چيز نياموزيد كه عترت از شما عالمتر است مضافا بر آن معجزات و كرامات باهره و مزاياى بيشمارى كه عترت دارد و به فرموده پيامبر: امان اهل زمينند و رسول خدا در بارهشان فرمود (براى هر عصرى از اعصار امت من افرادى عادل از اهل بيت من خواهد بود و از ميان عترت على بن ابى طالب كرم اللَّه وجهه امام عترت و اهل بيت است) و از اين جهت است كه مىبينيم ابو بكر عترت رسول خدا ٦ را به على ٧ تفسير كرده و گفته است: على عترت رسول خداست و نيز رسول خدا
[١] ثعلبى، قصص الأنبياء، ص ١٤.