الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢٨ - رد الشمس و مقام على
رد الشمس و مقام على ٧
فقيه شافعى ابن مغازلى در كتاب «المناقب» به سند خود روايت كرده كه پيامبر سرش در دامن على ٧ بود كه وحى بر او نازل شد و على هنوز نماز عصر را نخوانده بود تا آفتاب غروب كرد.
پيامبر ٦ عرض كرد خدايا على ٧ بر طاعت تو و رسولت بود، آفتاب را براى او برگردان (تا نماز عصرش را بخواند) راوى مىگويد: پس ديدم آفتاب طلوع كرد بعد از آنكه غروب كرده بود[١].
باز «ابن مغازلى» در «المناقب» از «ابو رافع» روايت كرده كه گفت: آفتاب پس از آنكه غروب كرده بود، براى على ٧ برگردانده شد به جايى كه وقت نماز عصر بود پس على ٧ به نماز ايستاد و نماز عصر را بجا آورد، و چون از نماز فارغ شد آفتاب غروب كرد و ستارهها نمايان شدند[٢].
چه بسا بعضىها كه نسبت به قدرت خداوند جاهل هستند، گويند:
«رد الشمس» و برگرداندن آفتاب چگونه ممكن است؟
در جواب مىگوئيم اين موضوع از راههاى مختلف براى خداوند امكان دارد و از جمله اين كه آفتاب ديگرى را به جاى آن خلق كند، يا زمين را برگرداند تا آنجا كه آفتاب ديده شود، يا اينكه آفتاب ديگرى را مثل آفتاب بنمايد. و حكم اين حادث حكم همان افتاده باشد و غير اينها از مقدرات كه خداوند خود مىداند. و حبس شدن آفتاب مثل اين واقعه براى بعضى از پيامبران گذشته نيز روايت شده است. البته بر اهل دانش پوشيده نيست كه معجزه امرى است ذاتا ممكن و از دائره محالات عقلى خارج مىباشد نهايت اين كه از تحت تأثير عوامل طبيعى يا غير طبيعى كه تأثير آنها در مسببات كلى است خارج مىباشد به اين معنى خداوند بر هر ممكنى قادر و عموم قدرتش محدود به تأثير اسباب طبيعى نمىباشد.
[١] ابن مغازلى، المناقب، ص ٩٦.
[٢] ابن مغازلى، المناقب، ص ٩٨- خوارزمى، المناقب، ص ٢١٧ ط نجف.