الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٢٦ - سلام بر اصحاب كهف
خودشان و ثعلبى[١] در تفسيرش و ابن مردويه در «المناقب» و ابن منده در كتاب «المعرفة» و طبرى در «الخصائص» و خطيب خوارزمى[٢] در «الاربعين» و ابو احمد جرجانى در «التاريخ» شعبه از «قتاده» از «حسن» روايت كرده است[٣].
و در صحت آن «ابو عبد اللَّه جعل» و «ابو القاسم حسكانى» و «ابو الحسن شاذان» كتابهائى تأليف كردهاند[٤]. و اهل بيت : بر صحت آن اجماع نمودهاند.
و اين آخر كلام «محمد بن على مازندرانى» است در كتاب خود «البرهان في اسباب نزول القرآن» و همه اينها از علماى مذاهب چهارگانه اهل سنت مىباشند.
سلام بر اصحاب كهف
فقيه شافعى ابن مغازلى در كتاب «المناقب» و ثعلبى در تفسير خود از «انس بن مالك» روايت كردهاند كه گفت: خدمت رسول خدا ٦ فرشى از قبيله خندق هديه آورده شد به من فرمود: اى انس آن را پهن كن، من آن را پهن كردم فرمود: ده نفر حاضر كن و چون ده نفر حاضر شدند، فرمود روى آن فرش بنشينند آنها روى فرش نشستند سپس على ٧ را فرا خواند و بعد با او به طور مفصل زير گوشى صحبت كرد همين كه صحبت پيامبر تمام شد، على ٧ برگشت و او نيز روى فرش قرار گرفت بعد فرمود: اى باد ما را بر دار، باد ما را برداشت فرش (مثل پرندهها) بال مىزد بعد فرمود: اى باد ما را بگذار. همين كه پياده شديم، على ٧ به ما فرمود: مىدانيد الان كجا هستيد؟ گفتيم: نمىدانيم.
[١] الكشف و البيان، در ذيل آيه« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ».
[٢] خوارزمى، المناقب، ص ١، ط نجف.
[٣] حسكانى، شواهد التنزيل، ج ١، ص ٣٥٠.
[٤] نسائى، خصايص، ص ٣١- قندوزى، ينابيع المودة، ص ١٣٩- ذخائر القبى، ص ٨٥- حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٢، ص ٣٦٧.