الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٠١ - هر كس على را اذيّت كند پيامبر را اذيّت كرده است
هر كس على را اذيّت كند پيامبر را اذيّت كرده است
احمد بن حنبل در مسند خود و شافعى ابن مغازلى در كتاب «المناقب» از چند طريق روايت كردهاند كه پيامبر ٦ فرمود:
«يا ايّها النّاس من آذى عليا فقد آذانى»
(اى مردم هر كس على را اذيت كند مرا اذيت كرده است).
ابن مغازلى به روايت از پيامبر افزوده است:
«يا ايّها النّاس من آذى عليّا بعث يوم القيامة يهوديا او نصرانيا»
(اى مردم! هر كس على را اذيت كند، روز قيامت يهودى يا مسيحى برانگيخته مىشود).
پس جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت: اى رسول خدا اگر چه شهادت دهند بر وحدانيت خدا و اين كه تو رسول خدائى؟! پيامبر فرمود: اين كلمهاى است كه بهانه مىآورند بر اين كه خون آنها ريخته نشود و اموالشان اخذ نگردد و با ذلت به دست خود جزيه ندهند[١].
«هيثمى» در كتاب «مجمع الزوائد» به سند خود از «ابو رافع» نقل كرد كه رسول خدا لشكرى به سركردگى على ٧ به جانب يمن گسيل داشت، مردى از قبيله اسلم كه نامش «عمرو بن شاس اسلمى» بود در لشكر آن جناب بود و اين مرد وقتى از جنگ بر گشت شروع كرد به بدگوئى على ٧ رسول خدا فرستاد تا او را آوردند فرمود: اى عمرو از بدگوئى على ساكت باش، آيا در اين سفر از او جورى در حكم، و يا ظلمى در تقسيم غنيمت ديدهاى. عمرو گفت: خود و خدا هرگز! فرمود: پس اين حرفها كه از تو به من رسيده چيست؟ گفت: من در دشمنى على از خود اختيارى ندارم و نمىتوانم دشمنش نداشته باشم.
پيامبر فرمود:
«يا عمرو اما و اللَّه لقد آذيتنى»
: اى عمرو به خدا قسم كه تو مرا اذيت كردى هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و هر كه مرا دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است[٢].
[١] احمد بن حنبل، مسند، ج ٣، ص ٤٨٣- ابن مغازلى، المناقب، ص ٥٢.
[٢] هيثمى، مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٢٩- مسند احمد ج ٣، ص ٤٨٣.