الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٠ - علم على
نزلت او نهار ام في سهل ام جبل»
[١].
(از كتاب خدا از من بپرسيد كه همانا آيهاى نيست من ندانم در شب نازل شده يا در روز در زمين نرم و هموار بوده يا در كوه).
و در نقل معتبر ديگر مىفرمايد:
«ايّها النّاس سلونى قبل ان تفقدونى فلانا بطرق السّماء اعلم منّى بطرق الارض قبل ان تشغر برجلها فتنة تطأ في خطامها و تذهب باحلام قومها»
[٢].
(اى مردم پيش از آنكه مرا نيابيد آنچه مىخواهيد از من بپرسيد كه من به راههاى آسمان از راههاى زمين آشنا ترم! بپرسيد پيش از آنكه فتنه و فساد سرزمين شما را پايمال كند، سايه شوم خود را بر آن بگستراند و عقلهاى شما را دگرگون سازد!).
ابن عبد البرّ در كتاب «الاستيعاب»[٣] به سند خود از «سعيد بن مسيب» روايت كرده كه گفت: كسى در زندگى خود نگفت (سلونى .. هر چه مىخواهيد از من بپرسيد) به غير على ٧.
ابن اثير اين روايت را در «اسد الغابة»[٤] و ابن حجر در «الصواعق المحرقه»[٥] و محب طبرى در «رياض النضرة»[٦] و احمد در مسند خود آوردهاند.
متقى هندى در كتاب كنز العمال از «ابى المعتمر مسلم بن اوس» و نيز از «جارية بن قدامة سعدى» روايت كرده كه هر دو گفتهاند: ما در حضور على ٧ بوديم كه در ضمن خطبه به مردم فرمود: پيش از آنكه مرا از دست بدهيد،
[١] عسقلانى، صواعق المحرقة، ص ٧٦- ذخائر العقبى، ص ٨٣.
[٢] نهج البلاغة. صبحى صالح، خطبه ١٨٩.
[٣] ابن عبد البر، الإستيعاب، ج ٢، ص ٤٦٢.
[٤] ابن اثير، اسد الغابة، ج ٤، ص ٢٢.
[٥] ابن حجر، صواعق المحرقة، ص ٧٦.
[٦] محب طبرى، رياض النضرة، ج ٢، ص ١٩٨.