الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٨ - مناظره مأمون با فقيهان در باره برترى على (ع)
داشت، پس مقصود از اين كه: «تو نسبت به من چنانى كه هارون به موسى چنان بود» چيست؟
اسحاق: از اين سخن اراده كرده بود كه دل على را به دست آورد و خشنود سازد، زيرا منافقان گفته بودند: پيغمبر على را در مدينه به واسطه بىمهرى به او، به جاى خود گذارده بود.
مأمون: آيا پيغمبر به وسيله سخنى كه معنى نداشت خواست دل على ٧ را خشنود سازد؟
اسحاق: من خاموش شدم و سر به پائين افكندم.
مأمون: اى اسحاق براى اين حديث در كتاب خدا معنى روشنى وجود دارد؟
اسحاق: آن معنى چيست اى امير المؤمنين؟
مأمون: آن معنى و مقصود گفته خداوند است در اين آيه: اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ[١].
اسحاق: موسى، اى امير المؤمنين، هارون را در ميان قوم خود جانشين كرد در وقتى كه زنده بود و به سوى پروردگارش رفت و رسول خدا ٦ نيز به همين گونه على را جانشين خود كرد، هنگامى كه به جنگ مىرفت.
مأمون: هرگز بدان گونه كه تو مىگوئى نيست، به من بگو هنگامى كه موسى هارون را به جاى خود برگزيد و نزد پروردگارش رفت هيچ كس از يارانش يا بنى اسرائيل همراه وى بود؟
اسحاق: نه.
مأمون: آيا موسى هارون را بر آن جماعت جانشين خود نكرده بود؟
اسحاق: بلى.
مأمون: آيا رسول خدا نيز هنگام رفتن به جنگ به همين گونه عمل مىكرد؟ و
[١] سوره اعراف، آيه ١٤٢.