مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨١
مىكردند يا اينكه به گونهاى ديگر مىانديشيدند و عمل و تصميم مىگرفتند يا محتواى سخنرانى خود را تنظيم مىكردند؟ به نظر مىرسد بسيارى از سياستمداران و نخبگان سياسى در سطوح قواى سهگانه غيرمسئولانه عمل مىكنند و سخن مىگويند و دچار «نزديكبينى سياسى» شدهاند و از مرحله سرنوشتساز كنونى به عنوان يكى از نقاط عطف انديشه سياسى شيعه كه در گرو كارامدى نظام است، بىخبرند. درگذشته و حال بسيارى براساس نظام ترجيحات شخصى و تقدّم منافع شخصى خود بر منافع ملى و مصلحت عمومى عمل كردهاند و در كوتاهمدت، به منافع شخصى خود رسيدهاند؛ اما در درازمدت، فرايندى را رقم زدهاند كه بازتاب منفى تصميم آنان به مثابه «سنت جاريه» بد، هميشه تاريخ با آنان بوده و هست. اين آفت ديگرى است كه مردمسالارى دينى را تهديد مىكند و امكان رسيدن به اجماع نظر در ميان مدعيان قدرت را كاهش مىدهد؛ زيرا ترجيج مصلحت عمومى و منافع ملى گروهها را به يكديگر نزديك و ترجيح منافع شخصى و گروهى آنان را از يكديگر دور مىكند؛ زيرا مقاصد شخصى متكثر است؛ اما تمايلات منافع ملى واحد و وحدتآفرين است.