مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧٣
درستى نتيجه مىگيرد كه؛ «پس فقط خدا (يان) مىتوانند؛ آن طور كه بايد و شايد به مردم قانون عرضه دارند» (همان، ص ٤٨). در نظام و نظريه مدنى وى؛ «پادشاه (يا دولت): الف- فقط دستورات قانونگذار را اجرا مىكند و ب- راهى را كه او نشان مىدهد مىپيمايد» (همان). كما اينكه او در يك شبيهسازى سياسى بيان مىكند:
«قانونگذار به مهندسى مىماند كه ماشين را اختراع مىكند» (همان) حال اينكه؛ «پادشاه شبيه كارگرى است كه قطعات آن را روى هم سوار كرده و آن را به كار مىاندازد» (همان). مراد در اين جا تفكيك دو لايه و دو مرتبه يا مراحل دوگانه سياست؛ يعنى سياستگذارى و سياستمدارى است. مراتبى كه در نظريه و نظام اسلامى و به ويژه شيعى از آنها تعبير به نبوت و امامت يا راهنمايى و راهبرى؛ يعنى مرتبه تأسيس نظريه و نظام سياسى و مرتبه اداره و اجراى نظام سياسى مىشود.
روسو، چه بسا تحت تأثير اين دستمايهها، با آگاهى و الهام از آنها بوده و درست در خاتمه همين فصل؛ صحّت، حقانيت، عظمت و كارامدى اسلام و نهادهاى سياسى را پيش كشيده و مدعى مىشود: «شريعت فرزند اسمعيل (يعنى اسلام) كه از ده قرن پيش بر تمام دنيا حكمفرما مىباشد، هنوز هم از عظمت مردان بزرگى حكايت مىكند كه آن را تدوين كردهاند» (همان، ص ٥٢). هرچند «فلاسفه متكبر و روحانيون لجوج، اين مردان بزرگ را شيادانى خوش شانس مىدانند» (همان) كه موفق شدهاند از پايگاه سرزمين لميزرع حجاز، در دل جاهليت عربيت، با فروپاشى و تصرف شاهنشاهىهاى متمدن ايران، يمن و روم در آن عصر و بر خرابههاى كاخنشينان آنها، نظامى مدنى و تمدنى نوين را جهت داده و تأسيس كنند. به تأكيد روسو: «اما يك مرد سياسى واقعى در تشكيلات آنها قريحه بزرگى را مىبيند كه موجد تأسيسات بادوام است». (همان)
تأسيسات سياسى بادوام در نظريه و نظام سياسى و تشكيلات ادارى و اجرايى اسلامى در نگاه سياسى واقعبينانه به ادعاى وى، در ديدگاه مردمسالارانه روسو چه مىباشد؟ آيا چيزى جز قوانين و نظام قانونى يا شريعت اسلامى و حكومت قانونى و نيز سازوكارها و نهادهايى همچون بيعت، شورا، مشاركت سياسى، مسئوليت همگانى متقابل و نظارت عمومى مىباشند؟ بيعت يا پيمان عمومى بسان قرارداد اجتماعى