مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٩
تأثيرگذارى سفارت انگلستان بر متحصنين و افرادى كه معناى مشروطه را بخوبى نمىدانستند، باعث شد تا جنبش عدالتخانه علما، به مشروطهطلبى منهاى مشروعه روشنفكران تبديل شود و هدايت جنبشى كه با تلاش علما شروع شد به دست روشنفكران غرب گرا بيافتد، تا آنجا كه بعد از صدور دستخط شاه مبنى بر داير كردن مجلس شوراى اسلامى، شوراى متحصنين سفارت كه عمدتاً روشنفكر بودند خواهان تغيير عنوان آن به مجلس شوراى ملى شدند و گفتند، ما كارى به مذاهب نداريم و اگر اسلامى باشد از سفارتخانه بيرون نمىآييم. (كرمانى، پيشين، ص ٥٦٧)
در نهايت با تلاش مأموران انگليس و روشنفكران، دستخط جديدى با تبديل مجلس شوراى اسلامى به ملى از سوى شاه صادر شد كه بدون شك اين تغيير تبديل يك كلمه به كلمه ديگر نبود، بلكه تغيير يك جريان به جريان ديگر بود. و همانگونه كه قبلًا اشاره شد نقطه عزيمت شكست اين نهضت همين ابهام مفهومى و سوء استفادههاى صورت گرفته و انحراف از مسير اصلى بود كه از دل آن استبداد نوين رضاشاهى سربرآورد و بار ديگر مطالبات ملّى و متجلّى در نهضت مشروطه بىپاسخ ماند.
انقلاب اسلامى و مطالبات تاريخى ملت مسلمان ايران
انقلاب اسلامى آغاز دگرگونى بنيادين و اساسى در اصول و ارزشهاى حاكم بر جامعه ايرانى بود كه ريشه در گذشتههاى دور داشت. فرزندان ايران زمين با داشتن سابقه فرهنگى درخشان، پربار، غنى و البته كهن، پس از دورهاى ركود ناشى از استبداد و استعمار، دورى از مفاهيم اصيل دينى و ملّى و تجربه الگوهاى مختلف فكرى و فرهنگى به اين نتيجه رسيدند كه براى تأمين سعادت و نيكبختى خود، نيازمندالگويى نو، بومى و درونزا و بر پايه ارزشهاى اصيل دينى و ملى هستند.
انقلاب اسلامى برخلاف بسيارى از انقلابهاى ديگر كه نگاهى تك ساحتى و تك بعدى به نيازهاى انسان داشتند، هدف اصلى خود را تأمين سعادت مادى و معنوى انسان اعلام كرد.
همانگونه كه در مقدمه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مىخوانيم، ويژگى