مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٥
جامعه با توجه به تفاوتهايشان در جامعهپذيرى، سوابق اجتماعى، تجارب سياسى و اقتصادى، داراى برداشتها، احساسات و ارزيابيهاى گوناگون در مورد عملكردهاى نظام سياسى مىباشند. بنابراين، عوامل مختلف جامعهپذيرى، مانند خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانههاى گروهى، احزاب و گروههاى سياسى و اجتماعى، از طريق آموزش(education) و يا القا(inductrination) ، نقش مهمى را در شكلگيرى ادراكات، احساسات و ارزيابيهاى افراد در مورد نظام سياسى خود دارد و نحوه تفكر آنها را در مورد سياست از دوران كودكى شكل مىدهد. بدين ترتيب، اگر چنانچه در خانوادهاى والدين نسبت به يكديگر بىاعتماد باشند يا نگرش آنها نسبت به حكومت موجود منفى باشد، اين القائات در ذهن فرزند نيز تأثير مىگذارد و او ممكن است در دوران بلوغ نسبت به عملكردهاى نخبگان حاكم حالت بىاعتمادى داشته باشد.
از جمله مؤلفههاى فرهنگ سياسى در ايران نيز ذهينيت و تلقى منفى مردم نسبت به نخبگان سياسى حاكم است كه ناشى از فساد و خودكامگى سلاطين و اركان نظام سلطنتى و وابستگى آنها به بيگانگان بوده كه در جامعه به صورت سياستگريزى و افسردگى سياسى تجلى پيدا كرده است (رزاقى ١٣٧٥؛ بشيريه ١٣٧٥). تبيين كسرى اعتماد سياسى با توجه به عامل ريشهدار فرهنگى مىتواند مورد استفاده قرار گيرد، ولى در صورت قبول مطلق آن، افراد و انسانها را بايد به مانند نوار خالى فرض كرد كه عوامل جامعهپذيرى هر آنچه مىخواهند مىتوانند در آن ضبط كنند و فرد تنها، نظرات، احساسات و قضاوتهاى ديگر افراد و نهادهاى اجتماعى و سياسى را درباره يك نظام سياسى منعكس كند. ولى واقعيات بروز و ظهور تحولات در جوامع مختلف و از جمله ايران نشان مىدهد كه باوجود تلاش همهجانبه عوامل جامعهپذيرى سياسى در قبل از انقلاب براى القا و تحميل فرهنگ شاهنشاهى، تغيير و تحولات انقلابى در ايران رخ داد. نفس تغييرات بيانگر اين واقعيت است كه علاوه بر عوامل جامعهپذيرى كه از سوى حكومتها معمولًا آموزش داده مىشود و يا القا مىگردد، عوامل ديگرى نيز در شكلگيرى تلقيات، احساسات و ارزيابيهاى شهروندان نقش دارند كه بر رفتار سياسى آنها تأثير مىگذارد.