مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٩
در اين دو ديدگاه دموكراسى به عنوان ارزش مطرح است تا مكانيزم. دموكراسى يك شيوه زيستى است، گرچه به عنوان شكل حكومتى نيز مطرح مىشود.
به هر حال در يك تعريف، مردمسالارى اينگونه بيان شده است: «دموكراسى عبارت است از شكلى از حكومت كه مطابق با اصول حاكميت مردم، برابرى سياسى، مشورت با همه مردم و حكومت اكثريت سامان يافته است». (پوپر، ١٣٧٦، صص ١١٩- ١١٥)
استاد مطهرى مىگويد: «جمهورى اسلامى از دو كلمه مركب شده است، كلمه جمهورى و يك كلمه اسلامى. كلمه جمهورى شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص مىكند كه مستلزم نوعى دموكراسى است؛ يعنى اينكه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگيرند. به اين ترتيب جمهورى اسلامى؛ يعنى حكومتى كه انتخاب رئيس حكومت از سوى عامه مردم است براى زمان موقت». (مطهرى، ١٣٦١، ص ٦٣)
٢- ١- دينى
شهيد مطهرى در توضيح واژه دينى كه در موضوع جمهورى اسلامى «اسلام» است چنين بيان مىكند: «كلمه اسلامى همانطور كه گفتيم محتواى اين حكومت را بيان مىكند؛ يعنى پيشنهاد مىكند كه اين حكومت بااصول و مقررات اسلامى اداره شود و در مدار اصول اسلامى حركت كند.» (همان)
ايشان جمهورى اسلامى را تنها يك نظام حكومتى نمىدانند، بلكه اصولًا آن را يك طرح جامع براى زندگى معرفى مىكند كه حكومت يكى از شئون آن به شمار مىرود. به عبارت ديگر آيين اسلام در اين تركيب بايد ايدئولوژيك قلمداد گردد.
البته دو تلقى از ايدئولوژى مطرح است كه بايد ابتدا طرح گردد و سپس بررسى كنيم كه ايدئولوژيك بودن دين مورد نظر استاد مطهرى كدام است.
دكتر سروش، ايدئولوژى را چنين تعريف مىكند.
«ايدئولوژى عبارت است از مكتبى سيستماتيزه و سامانيافته كه اركان آن كاملًا مشخص شده است، ارزشها و آرمانها را به آدميان مىآموزاند، موضع آنها را در برابر حوادث و سؤالات معيّن مىكند و راهنماى عمل ايشان قرار مىگيرد.