مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧
برخى ديگر از انديشمندان معتقد بودند كه اگر بتوان با تجزيه و تحليل فرهنگ سياسى به متغيرهايى دست يافت كه منجر به افزايش توانايى نظام براى پاسخگويى بيشتر نسبت به نيازهاى جامعه گردد، در اين صورت راه تحقق توسعه سياسى نيز هموار مىشود. به اين ترتيب مفهوم توسعه سياسى با مقوله فرهنگ سياسى مرتبط شد. ولى از دهه ١٩٧٠ بعضى از محققان، توسعه را از بُعد بيرونى مورد مطالعه قرار داده و نظريات مربوط به «توسعهنيافتگى» و «استقلال و وابستگى» ارائه شد. از اين ديدگاه، عوامل بيرونى مثل استعمار و امپرياليسم، مانع توسعه كشورهاى جهان سوم در نظر گرفته مىشدند. البته با وارد شدن انتقاداتى نسبت به نظريه فوق كه توسعه را تكبعدى مىديد و از نقش عوامل داخلى در توسعهنيافتگى كشورها غفلت مىكرد، نظريهاى مطرح شد كه براساس آن مسائل مربوط به توسعه سياسى مىبايست با توجه به عوامل داخلى به همراه عوامل خارجى مورد مطالعه و بررسى قرار مىگرفت (همان، صص ١٨- ٨). به اين ترتيب سه نوع مكتب در مطالعات مربوط به توسعه، تحت عناوين مكتب نوسازى، مكتب وابستگى و مكتب نظام جهانى به وجود آمد و در هر يك از آنها، رهيافتهاى فرعى مختلفى براى بررسى و مطالعه توسعه پيدا شد.
«بديع» معتقد به شكلگيرى سه جريان در مطالعات توسعه سياسى است: اولين جريان در خط مستقيم توسعهگرايى كلاسيك قرار دارد. اين جريان در پى تنظيم نظريههاى توضيحى جهانشمول بوده و مستقيماً از سنتهاى بزرگ جامعهشناسى قرن نوزده الهام مىگيرد. دومينجريان در پى بازسازى جامعهشناسى از طريق وداع با نظريههاىكلان و روىآورى به نمونههاى صورى است كه بهگونهاى انتزاعى فقط در پى يافتن وجه مشترك تمامى روندهاى نوسازى سياسى است. سومين جريان، بدون خوشباورى، امكان كشف ابعاد مشترك و كلى را براى خود محفوظ مىداند. اولين جريان كه خود را در مقابل انتقادات فزايندهاى مىيابد، ديگر الهامبخش كارهاى زيادى نيست. اساس تحقيقات امروزه بيشتر بر پايه دو جريان ديگر؛ يعنى توسل به نمونههاى جامعهشناسى رسمى و تحليل تاريخى استوار است (بديع، ١٣٧٦، ص ٢٢).
آلموند در مقالهاى جامع، روند كلى مربوط به نظريات توسعه را بررسى و دستهبندى كرده، شمايى كلى از تمام اين ديدگاهها ارائه مىكند. (آلموند، ١٣٧٩، صص ٤٨٧- ٤٤٥)