مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٤
- محوريت داشتن مشروطيت براى تضمين آزادى از رفتارهاى اجبارى و تساوى در مقابل قانون در شكل حقوق و آزاديهاى سياسى و مدنى، كه از همه مهمتر آزادى بيان، ابراز نظر، تشكيل اجتماعات، رأى و عقيده است؛
- جدايى حكومت از جامعه مدنى، بدين معنى كه محدوده عملكرد حكومت مىبايد به شدت محدود باشد به ايجاد يك چارچوبى كه به شهروندان اجازه دهد زندگى خصوصى خويش را به دور از احتمال خشونت، رفتارهاى غيرقابل قبول از نظر اجتماعى و مداخلات سياسى ناخواسته دنبال كنند؛
- مراكز قدرت و گروههاى ذىنفع رقيب.(Ibid ,٩٩)
مردمسالارى توسعهاى
مشاركت در زندگى سياسى نه تنها براى حفاظت از منافع فردى، بلكه براى آفرينش يك شهروندى آگاه، متعهد و رشديابنده لازم است.
مشخصات:
- حاكميت مردمى با حق رأى عمومى؛ (همراه با يك نظام بخشى اختصاص يافته براساس رأى)؛
- دولت نماينده؛ (رهبريت انتخابى، انتخابات عادى، رأىگيرى مخفى و غيره)
- كنترلهاى قانونى براى حفاظت از حدود تقسيمات قدرت حاكميت و براى اطمينان از رشد حقوق فردى، در رأس آن حقوقى كه با آزادى فكر، احساس، سليقه، بحث، چاپ، تركيب و پيگيرى طرح زندگى انتخاب شده فردى همراه است؛
- تفكيك روشن مجموعه مجلس از ديوانسالارى عمومى؛ يعنى جدايى فعاليتهاى انتخاب شدگان از كارهاى مديران حرفهاى متخصص؛
- درگير كردن شهروندان در شاخههاى مختلف دولت از طريق رأى دادن، مشاركت گسترده در دولت محلى، مباحثات عمومى و خدمات نظارتى.(Ibid ,٦١١)
مردمسالارى مستقيم
هلد معتقد است اين نوع از مردمسالارى مهر پايانى بر سياست گذاشته است؛ زيرا در آنان همه مىبايد از تساوى در دخالت در سياست برخوردار باشند. او سوسياليزم