مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٧
مردمسالارى دينى و انديشه سياسى علما و فلاسفه مسلمان
(ديدگاه استاد شهيد مرتضى مطهرى)
دكتر عبدالرضا محمدحسينزاده[١]
مقدمه
تئورى حكومت «مردمسالارى دينى» از دو مؤلفه «مردمسالارى» و «دينى» تركيب يافته است. مؤلفه اول آن گذاره، اما مؤلفه؛ دوم يعنى قيد «دينى» اشاره به محتوا، برنامه و رويّه حكومت دارد و به اين نكته تأكيد مىكند كه حكومت مردم و حاكمان (مردمسالار) بايد در جهت تقويت آموزههاى دينى و عمل به آنها باشد.
بنابراين، مردمسالارى دينى شكلى از حكومت است كه عقل و اراده افراد جامعه را در آنچه كه به سرنوشت ايشان مربوط مىشود مؤثر مىداند به گونهاى كه در جهت تقويت آموزههاى دينى و عمل به آنها هدفگيرى شده باشد. به اين ترتيب «مردمسالارى دينى» با آنچه به عنوان دموكراسى (مردمسالارى) در نظر انديشمندان غربى مطرح است فرق مىكند.
عدهاى از افراد و گروهها پس از استقرار نظام جمهورى اسلامى بين مردمسالارى (جمهوريت) و خداسالارى (اسلاميت) تضاد و ناسازگارى ديدند و معتقد بودند اين دو مفهوم ناظر به شيوههاى گوناگون حكومتند. بخشى يكسره از دين سخن مىگفتند و واژه جمهوريت و مردمسالارى در نزد آنان مفهومى وارداتى و بيگانه با روح دينى تلقى مىشد و بعضى ديگر يكسره جمهوريت را اختيار كرده و نفى دين را
[١] عضو هيئت علمى دانشگاه شهيد باهنر كرمان