مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٤١
دين مقدس اسلام از آنجا كه هدف اصلى آزادى- و از جمله آزادى سياسى- را رسيدن به تكامل مىداند، معتقد است تمامى اوصاف و حالات انسان بايد در مسير سعادت و در جهت تكامل انسان باشد. به هيچيك از دو جانب افراط و تفريط نمىگرايد. از سويى معتقد نيست كه بايد قاعده «بگذار بكنند» بر همه وجوه فعاليت بشر تعميم داده شود و برآمدن خواستها و نيازهاى فردى يگانه هدف زندگى اجتماعى قلمداد و در برابر هرگونه تسلط دولت بر حيات اجتماعى و اقتصادى افراد مقاومت شود و گردش نظام اقتصادى خالى از هرگونه اجبار باشد و از سوى ديگر اعتقاد ندارد كه بايد كردار فرد كاملًا محدود شود و به اسم دفاع از مصالح جامعه با همه آزاديهاى فردى مخالفت گردد. اسلام در عين حال كه سلطه و هدايت دولت را يكسره نفى نمىكند، بلكه در مواردى لازم مىداند خواهان حفظ درجاتى از آزادى فرد نيز هست و بدين سان هم آزادى كامل فرد را محكوم مىكند و هم قدرت مطلق دولت را و بر همين مبناست كه استاد شهيد مرتضى مطهرى هم مصالح فردى و مصالح اجتماعى و حقوق ديگران را از عوامل تحديد آزادى معرفى مىكند:
«علاوه بر آزاديها و حقوق ديگران مصالح عاليه خود فرد نيز مىتواند آزادى را محدود كند.» (مطهرى، اخلاق جنسى در اسلام و جهان غرب، ص ٣١)
٤- ٣- حقوق جامعه: از ديدگاه اسلام هم فرد و حقوق وى معتبر است و هم جامعه و حقوق آن. جامعه موظف به رعايت حقوق فردى و فرد نيز موظف به حفظ حقوق جامعه است. در واقع؛ محدود بودن آزادى سياسى به عنوان حق فرد در برابر مصالح و حقوق جامعه به اين دليل است كه فرد نيز عضوى از جامعه بوده و حفظ حقوق جامعه در واقع حفظ حقوق فرد هم محسوب شده و در راستاى حقوق فرد مىباشد. اسلام به دنبال حفظ حقوق تكتك افراد و جامعه است، اما بر اساس ضرورتهاى زندگى اجتماعى، حقوق جامعه محدودكننده حقوق فردى است.
«اسلام در عين اينكه دينى اجتماعى است و به جامعه مىانديشد و فرد را مسئول جامعه مىشمارد حقوق و آزادى فرد را ناديده نمىگيرد و فرد را غير اصيل نمىشمارد. فرد از نظر اسلام، از نظر سياسى، اقتصادى، قضايى و اجتماعى حقوقى دارد. مانند حق مشورت، انتخاب، اجاره، انتخاب شغل، مسكن، همسر و ... آنجا كه