مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٠
ايدئولوژى در اين معنا راهنماى عمل و تعيينبخش به مواضع سياسى و اجتماعى و اخلاقى آدمى است.» (سروش، ص ١٠٤)
اين تلقى از ايدئولوژى كه تبلور و تجسم تمام عيار آن را در انديشه ماركسيسم مىيابيم مىكوشد، همه چيز را خط كشى كرده و صريح و مضبوط عرضه كند. انسان.
اقتصاد. سياست. جامعه. تاريخ و فرهنگ را بر اساس تعاريف و پيش فرضهاى جزمى خاص تعريف شده و شكل آرمانى و ايده آلى آنها معيّن شده است.
پيشگامان اين ايدئولوژى بايد بكوشند در يك مهندسى اجتماعى پيچيده انسانها.
اقتصاد و جامعه و فرهنگ را طبق خط كشىها و خطوط ترسيم شده در ايدئولوژى سامان دهند. هر امرى كه در اين مهندسى اجتماعى لازم است به طور مدون و روشن در ايدئولوژى به مثابه يك مكتب راهنما ترسيم شده است.
اين تفسير حداكثرى از ايدئولوژى سر از قشرى گرى و سطحى نگرى و ناديده گرفتن بسيارى از واقعيات مسلم درباره انسان و جامعه و مقولات متحول و متغير آن در مىآورد. جمود و جزم انديشى و غفلت از واقعيات و سرانجام در غلتيدن به دامان ايدآليسم و آرمان طلبى پوچ سرنوشت محتوم اينگونه ايدئولوژى هاست.
تفسير ديگر از ايدئولوژى آن است كه آن را مجموعهاى هماهنگ از اعتقادات و ارزشها بدانيم. اعتقادات و ارزش هايى كه ثابت و تغييرناپذيرند و انسانها به سوى آنها و در جهت الگو پذيرى از آنها و موزون شدن با آنها دعوت شدهاند. اين تفسير مدعى نيست كه يك ايدئولوژى بايد به طور دقيق و مدون كليه ابعاد و خطوط انسان ايدهآل و جامعه و اقتصاد و فرهنگ ايدهآل را ترسيم كرده باشد و بدون انعطاف از همگان بخواهد كه خود و شئون مختلف اجتماعى خويش را با اين قالبها و الگوهاى تنگ و خشك تطبيق دهند. اين تلقى از ايدئولوژى تنها بر وجود پارهاى جهات ثابت و نيز جهت گيريها و اهداف كلى مشخص در باب انسان و جامعه اصرار دارد.
جامعه مورد نظر اين ايدئولوژىسمت و سو و بىرنگ و بو نيست و معناى جهت دارد.
محدود شدن به قالبها و روابط اجتماعى به يك شكل و الگوهاى خاص و تغييرناپذير نيست.