مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٥
به خود واگذاشتگى از سوى ديگر، استقلال و عدم سلطهپذيرى، حق و عدالتگرايى و متقابلًا استبدادناگرايى و خودرأيىستيزى و نيز جمهوريت يا حاكميت قانون و خودكامگى ستيزى و دموكراسى يا بيعت و انتخابات، رأى و حكومت اكثريت و اراده و اولويت منافع عمومى و مصالح ملى بر اقليت اجتماعى، دولت و دولتمردان، مسئوليت متقابل دولت و ملت، به ويژه پاسخگويى دولت نسبت به مردم و حتى ضعيفترين آنها، مشاركت و نظارت عمومى و ساير دستاوردهايى كه نوعاً از نهادها يا به تعبير روسو تأسيسات پايدار و كاراى اسلامى (نيز) محسوب مىشوند، اين مكتب و نظام مدنى در صورت تبيين درست (به قدر متيقّن) يا شناخت نظرى و نيز تحقق بهينه (به قدر مقدور يا امكان)، قادر خواهد بود توسعه مادى، اقتصادى و عمرانى را همراه با تعادل سياسى، اجتماعى و دولتى در جهت تعالى فرهنگى، اخلاقى، انسانى و اجتماعى، محقق سازد.
مورد و موضوعى كه نياز بدان، برترين چالش روزافزون و فراروى جهانى بوده و احساس نياز بدان، چشماندازى فزاينده را پيش روى فرهيختگان و كارگزاران سياسى بشرى قرار مىدهد. اين چنين نظريه و نظامى با اين چنين رويكردى در نگاه روسو چه بسا نيز بتواند نظريه و نظام مدنى جهانى، پايدار و كارامدى را به تصوير كشانيده و عملياتى سازد.