مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨
امروزه در بررسى توسعه از نظريات كلانى كه به دنبال ارائه ديدگاههاى جهانشمول بودهاند استفاده نمىشود. نظريات جديد درباره توسعه سياسى در پى عرضه نظريهاى تجربى درباره چگونگى پيدايش فرآيند توسعه سياسى برآمدهاند.
نگرش عمومى اينگونه مطالعات مبتنى بر توجه به عوامل محيط و تأثير آن بر توسعه سياسى بوده است كه دو الگوى اصلى همبستگى كه مبتنى بر نگرش جامعهشناسى كاركردى است و الگوى دترمينيستى كه از حد الگوى همبستگى فراتر مىرود، در اين مطالعات قابل مشاهده است. در اين ديدگاهها محيط اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى بر توسعه سياسى مؤثر تلقى مىشود و توسعه سياسى در متن عوامل تاريخى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى صورت مىگيرد.
در نگرش كاركردى اجزاى سيستم اجتماعى با يكديگر در ارتباط متقابل تلقى مىشوند؛ لذا توسعه سيستم با توسعه بخشهاى ديگر جامعه همبستگى پيدا مىكند و اجزاى سيستم اجتماعى با پشتيبانى يكديگر همواره وضعى متعادل را به وجود مىآورند. مفهوم اصلى در اين برداشت، مفهوم كلى همبستگى است كه پژوهشهاى نظريهپردازانى چون: سيمور مارتين ليپست، جيمز كمن، فيليپ كاترايت، نيدلر و سيمپسون در اين قالب قرار مىگيرند، كه به ترتيب بين توسعه سياسى و عوامل اجتماعى و اقتصادى، سطح توسعه اقتصادى و ميزان توسعه سياسى (به معنى گسترش رقابت ميان گروهها)؛ توسعه سياسى و توسعه سيستم آموزشى، نهادهاى اقتصادى، سيستم ارتباطات و ميزان شهرنشينى و نحوه توزيع نيروى كار با توسعه اقتصادى و سطح درآمد، سطح سواد و مشاركت سياسى، رابطه همبستگى برقرار كردهاند. از نظر حسين بشيريه اين الگوى همبستگى متضمن نظريهاى در باب توسعه سياسى نيست؛ چرا كه رابطه مفروض ميان حوزههاى مختلف، خود نيازمند توضيح و تبيين است و صرف وجود چنين رابطهاى چيزى را توضيح نمىدهد. برخى از پژوهشهايى كه در انتقاد به اين الگو انجام گرفتهاند، نشان دادهاند كه بالاتر از سطح توسعه اجتماعى و اقتصادى مشخصى، هيچ گونه رابطه معنادار مستقيمى ميان توسعه سياسى و توسعه اجتماعى و اقتصادى وجود ندارد. برحسب انتقاد ديگرى در خصوص رابطه مبهم ميان توسعه اجتماعى، اقتصادى و سياسى معلوم نيست كه شهروندان مرفه و با سواد