مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٩
جبران كنند. طنز زمانه آنكه، حتى بعد از كسب قدرت براى شانه خالى كردن از زير بار مسئوليت خود نقش اپوزسيون را هم بازى مىكنند! و در صورت شكست برنامهها يا نارضايتى قهرى و طبيعى مردم از حكومت در قدرت، عوامفريبانه از آن فاصله مىگيرند يا حتى آن حزب را منحل مىكنند و همان گردانندگان بدون آنكه پاسخگوى عملكرد خود باشند، اين بار حزب جديدى تأسيس مىكنند تا با تغيير شناسنامه يا گذرنامه بتوانند در نام و نشانى جديد، قدرت را به دست گيرند. مقايسه كاركرد اين احزاب با احزاب دوگانه رقيبى كه در امريكا و انگليس وجود دارد به خوبى اين نقص را برملا مىسازد. حزب جمهورىخواه امريكا اگر در سياستى مرتكب اشتباه يا بىصداقتى شود، اين ننگ تا مدتها در خاطره رأىدهندگان باقى مىماند و جزء كارنامه عمل آنان محسوب مىشود.
١٠- ٣) بررسى جايگاه «طبقه روحانيان» در مردمسالارى دينى نيز بحثى حساس و داراى ظرايف بسيار است. متأسفانه بايد با ديدگاه بنيانگذار انقلاب كه با تيزبينى خاص خود در همان سال اول پيروزى انقلاب اذعان داشت زمان به زيان ما روحانيون درگذر است (به طور مشروط) همداستان بود، آن هم در موقعيتى كه ما بعد از دو دهه فرصت ارزيابى بهترى را در «موقعيت وقوف بعد از وقوع» داريم. آن روز امام خمينى به طور مشروط به «بد عمل» كردن برخى از روحانيان يا روحانى نمايان، دست به چنين پيشبينى مىزد، اما اكنون بايد به آن «شرط وقوع» موضوع نارضايتىهاى قهرى يا انتخابهاى دردناكى كه قهراً ريزش آرا را به دنبال دارد افزود.
احساس و زمينههاى اجتماعى بعضاً به زيان آنان و به نفع پذيرش باورهاى منفى عليه آنان سوق پيدا مىكند.
قرار دادن روحانيان در مشاغل ناراضىتراش و خصومتبرانگيز، به پايگاه اجتماعى و نفوذ و پذيرش جمعى آنان آسيب مىزند. دو نفرى كه نزد يك قاضى مىروند، قهراً يكى از آنان ناراضى برمىگردد. سياست كلى امام خمينى در باب عدم تصدىگرى روحانيان كه در آغاز انقلاب اجرا مىشد و با مسئلهدار شدن اولين نخستوزير و اولين رئيسجمهور، در آن تجديدنظر كرد (صحيفه نور، ج ١٦، صص ٢١٢- ٢١١ و آيين انقلاب اسلامى، ١٣٧٨، ص ٢٦٩))، بار ديگر مىتواند در كانون توجه قرار