مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٠
جهانى را بيان مىكند كه از بحث فعلى ما كه درصدد بررسى مردمسالارى در چارچوب يك نظام ملى هستيم خارج است.
با توجه به انواع مردمسالارى بيان شده توسط هلد، مىتوانيم مشخصههاى اصلى اين نوع از حكومت يا به عبارتى توزيع قدرت اجتماعى را شناسايى و آن عوامل را در تاريخ كشورمان پىجويى كنيم تا از اين طريق به زمينههاى مردمسالارى در ايران دست يابيم.
به نظر مىرسد عمدهترين عامل در انواع حكومتهاى مردمسالار، مشاركت مردم در اداره امور عمومى باشد. اين مشاركت مىتواند براى انتخاب رهبريت جامعه يا ديگر مديران يا مشاركت در انجام انواع مختلف امور عمومى صورت پذيرد. با مرورى بر انديشهها و نمونههاى مردمسالارى در غرب مشاهده مىكنيم كه مردم مىتوانند به شيوههاى متفاوت مستقيم و غير مستقيم در امور مشاركت داشته باشند.
مشاركت مستقيم، از طريق اداره برخى از امور، مانند شركت در شوراها يا شركت در رأىگيرى و مشاركت غيرمستقيم، مانند انتخاب نماينده يا جانشين براى قانونگذارى يا اداره امور اجتماعى و عمومى.
از ديگر عوامل مهم در نوع حكومتهاى مردمسالار، آزادى در عقيده و ابراز و گفتار است. اين آزادى نهايتاً مىبايد در اداره امور عمومى جامعه به نحوى خود را نشان دهد. يكى از ميدانهاى اين تجلى انتخاب آزادانه رهبران و مديران و نيز طرح به دور از واهمه انتقادات و انديشهها براى طراحى امور اجرايى و اجتماعى است.
سومين عامل مهم ديگر كه حداقل در بين مشاركتكنندگان در امور سياسى مراعات مىشود، تساوى حقوق است. در انواعى از حكومتهاى مردمسالار در غرب ديديم كه براى برخى از اقشار، حق حضور در عرصههاى سياسى پذيرفته نشده بود.
مانند مشاركت زنان در امور سياسى كه در برخى از دورهها ممنوع بوده است، اما به نظر مىرسد در روند تكامل انديشه غربيان، رسيدن به كمال مطلوب كه تساوى در مشاركت در امور سياسى و اجتماعى براى همه اقشار جامعه است حضور دارد.
تجلّى عمده اين اصل، تساوى همه آحاد جامعه در مقابل قانون مىباشد.
عامل مهم ديگر نظارت مردمى بر امور اجتماعى است. در برخى از انواع