مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٨
چاره كار مىدانستند. برخى نيز كوشيدند اين دو پديده را آشتى دهند. گروهى جمهوريت و اسلاميت را همسان و همچون دو پايه نظام يا دو بال يك پرنده انگاشتند كه هر يك بدون ديگرى امكان حركت و بقا را از نظام مىگيرند (ايازى، بىتا، ص ٢٣٩). بعضى جمهوريت را بر اسلاميت مقدم دانسته و بر مردمسالارى نظام تكيه مىكنند و اسلاميت رابر اساس خواست و اراده مردم توجيه مىكنند و عدهاى نيز جمهوريت را تحت الشعاع اسلاميت نظام ديده و در واقع آن را وسيلهاى براى عينيت بخشيدن نظام مىانگارند.
قضاوت اينكه جمهوريت و اسلاميت دو وجه مستقل و اصيل جمهورى اسلامى است يا اينكه اصالت از آن اسلاميت يا جمهوريت است، بحثى بسيار جدى مىباشد.
برخى معتقدند اعتقاد بهاصالت دو وجه جمهوريت و اسلاميت غيرممكن است؛ يعنى نمىتوان به صورت همزمان هم به حاكميت مردم و هم به حاكميت اسلامى معتقد بود. حال آنكه تئورى «جمهورى اسلامى» امروزه از سوى انديشوران در قالب «مردمسالارى دينى» مطرح و تبليغ مىشود و در قانون اساسى ما نيز به روشنى متبلور است. گويى مىتوان آن دو را در عين اصالت دو وجه يك طرح و حقيقت دانست.
ما در اين پژوهش در تلاشيم ديدگاههاى استاد و فيلسوف شهيد مرتضى مطهرى را در پاسخ به اين سؤالات بيابيم.
١- مردمسالارى دينى
١- ١- مردمسالارى يا دموكراسى
دموكراسى يا مردمسالارى داراى تعاريف زيادى است. به طور كلى درباره دموكراسى به دو ديدگاه مىتوان اشاره كرد:
١- دموكراسى يك نظام حكومتى است، كه بسيارى از تعاريف دموكراسى اشاره به همين معنا و ناظر به مبانى و اصول فكرى آن است.
٢- دموكراسى طرحى براى جامعه است، كه هدف آن كاميابى فردى و جمعى تمام شهروندان است.