مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٩
زمينههاى اجتماعى مردمسالارى دينى در تاريخ معاصر ايران
دكتر سعيد زاهد[١]
مقدمه
قدرت و توزيع قدرت از جمله مهمترين مباحث در زمينه جامعهشناسى سياسى است. انواع حكومتها تفاوتشان در توزيع قدرت و شيوههاى مشاركت دادن نيروهاى مختلف در قدرت اجتماعى و عمل اجتماعى و سياسى مىباشد. دموكراسى يا مردمسالارى كه سابقه طرح مفهوم آن به دوره يونان باستان بازمىگردد، شيوهاى از توزيع قدرت در جامعه را پيشنهاد مىكند كه در آن تلاش مىشود مردم به نحوى در تصميمگيرىها مشاركت داشته باشند. پس از رنسانس و به خصوص پس از راه افتادن نهضت ملىگرايى در اروپا و از ميان رفتن سلطه كليسا، همراه با طرح جامعه مدنى، شيوه دموكراسى در اروپا مجدداً مطرح شد و انواعى از آن در كشورهاى مختلف به اجرا درآمد. امروزه در مباحث علوم سياسى يا جامعهشناسى سياسى از مدلهاى مختلف اجراى دموكراسى در اروپا و آمريكا شمالى و نيز در ديگر نقاط جهان سخن به ميان مىآيد.
در كشور ما ايران، شيوه رايج كشوردارى از دوره باستان تا قبل از تشكيل جمهورى اسلامى، شاهنشاهى بوده است. به نظر مىرسد كوروش كبير بنيانگذار يا بسط دهنده و تحكيمكننده اين شيوه در اين سرزمين بوده است. در شيوه شاهنشاهى
[١] عضو هيئت علمى دانشگاه شيراز