مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٩
كه در صيانت از حقوق اوليه همگان صادر شد. نمىتوان مدعى شد كه اين حقوق به طور كامل تأمين شده، اما اين اصل غيرقابل انكار است كه در مسير منطقى شدن قرار گرفته است.
١٠- نوسازى ايران از سالهاى اوليه انقلاب مد نظر انقلابيون بوده است. وقفه دوره جنگ را اگر طبيعى به حساب آوريم، پس از آن تا حال حاضر سه برنامه توسعه تدوين و اجرا شده و برنامه چهارم در دست تدوين و تصويب است.
١١- از مهمترين خدمات دين به مردمسالارى در سالهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى، شكلگيرى كثرتگرايى سياسى است. دو گونه كثرتگرايى سياسى در ايران پس از انقلاب وجود داشته است: كثرات گرايى اوليه كه در آن چهار نيروى سياسى ليبرال، سوسياليست، التقاطى و اسلامگرا حضور داشتند و كثرتگرايى پس از سال ١٣٦٠ كه در آن شاخههاى مختلف نيروى اسلامگرا حضور دارند. اين كثرتگرايى همواره حفظ شده است.
١٢- بر همين مبنا رقابت سياسى نيز همواره وجود داشته است. اين رقابت براساس تكثر موجود از اوليه به ثانويه تغيير كرده و در حال حاضر بين طيفهاى مختلف جريان اسلامگرا ادامه دارد.
به هر ترتيب سيرى كه در پناه دين در حوزه عملياتى كردن مردمسالارى آغاز شده، نوين و در خور توجه است و رفع تدريجى اشكالات آن مىتواند آيندهاى نويد بخش را فراروى ايران و جهان قرار دهد.
فرجام سخن اينكه، اگر چه ارزشهاى مردمسالارانه (كه در متن اسلام وجود دارد) را دموكراسى غربى به ايران وارد كرد، اما اين اسلام در ايران بود كه بدانها حيات عملى بخشيد و تداوم حيات آنها را تضمين كرد.
حال به اين سؤال مهم مىتوان پاسخ داد كه اگر دينداران در ايران به قدرت نرسيده بودند آيا به راستى امروزه از ارزشهاى مردمسالارانه در ايران اثرى يافت مىشد؟