مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٦
برخى ديگر كه از يك سو به تمدن غربى و دستاوردهاى علمى و تكنولوژيك آن در جهت كمك به سعادت بشر ايمان آورده بودند و از سوى ديگر، به هر دليل نمىتوانستند از عقايد دينى خود و لوازم آن صرف نظر كنند، بر اين باور شدند كه بين اين دو نحوه تفكر، امكان شبيهسازى وجود دارد. تفكر غربى، تفكرى انسانى است، راه بشر همان راه انبياست، در نتيجه، بين تفكر اسلامى حكومت و تفكر دمكراتيك حكومت نقاط متناظر زيادى وجود دارد و اين دو، يكى هستند؛ منتها در دو دنياى متفاوت زيست مىكنند و در نهايت يكى به ديگرى خواهد رسيد.[١] در اين چارچوب، دين و دموكراسى تعاملى تفاهمآميز دارند. ضمن اينكه از دو پايه و مبناى به ظاهر متفاوتند، اما در نهايت تمايل به يكى شدن دارند.
جمعى از انديشمندان ديگر ايرانى نيز در اين معركه بر آن شدند كه فكر دموكراسى غربى داراى پايهاى جدا، مخصوص به خود و علىحده است و نظريه اسلامى حكومت هم مبناى مخصوص به خود را دارد. اما ضمن تأكيد بر جدايى نظرى مبانى اين دو؛ دين اسلام توانسته است بسيارى از مظاهر تجربى منتج از فكر دموكراسى را در خدمت خود گيرد[٢] و از همين فرآيند مصادره و به خدمتگيرى، بنيادهاى دموكراتيك حكومتى را در ايران تقويت كند.
دقيقاً در همين حوزه است كه موضوع خدمات متقابل دو مقوله «دين و دموكراسى» در ايران مىتواند مورد بحث واقع شود. در سالهاى اخير خصوصاً از دوم خرداد ١٣٧٦ به بعد، بخشى از نيروهاى سياسى داخلى و بخشى ديگر در خارج از كشور، بر مقوله «دموكراسى و دموكراتيك بودن» و «جمهوريت» در مقابل «اسلاميت» تأكيد اكيد و شديدى كرده و علت مشكلات موجود در كشور را متوجه اسلامى بودن نظام و حضور مسلمانان در عرصه قدرت سياسى دانستهاند (ر. ك به:
حجاريان، ١٣٧٩). آنچه از اين ادعا حاصل مىشود اين است كه مشكلات كشور ايران با
[١] - شاخصترين انديشه در اين زمينه مجموعه تفكرات مهندس مهدى بازرگان است كه مناسبترين اثركه عصاره اين نحوه برخورد را بيان مىكند، اين اثر اوست: راه انبيا، راه بشر.
[٢] - به نظر مىرسد آنچه مجموعه تفكر دينداران روشنانديش از سيد جمالالدين اسدآبادى تا امام خمينىبه عنوان سرسلسله اين جريان كه در پىريزى، تقويت و شكوفايى انديشه مردمسالارى دينى داشتهاند، تجلى بخش اين تفكر باشد.( ر. ك به: امام خمينى، ١٣٦١)