مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٤
اشتهارى عام دارد. اگر «تبادر به ذهن» را به نحوى نشانه حقيقت تلقى كنيم خواهيم ديد كه «غربى تلقى شدن دموكراسى» پديدهاى فراگير است.
امروزه در عرصه حضور نخبگان يا توده مردم ايران يا جهان اسلام يا جهان سوم وقتى از دموكراسى سخنى به ميان مىآيد اذهان، ناخودآگاه متوجه نظام سياسى حاكم بر دنياى غرب مىشود. دموكراسى از لحاظ نظرى و در حد گفتارى و نوشتارى حداقل يك صد سال است كه ميهمان كشور ماست. اين ميهمان خوانده يا ناخوانده، گستره حضور خود را به ايران نيز محدود نكرده و اذهان عمومى سراسر جهان غيرغربى را به خود مشغول داشته است. جهان اسلام به طور كلى در برخورد با دنياى پيشرفته غرب و در مقايسه خود با آن جهان، در درون خود درگير چالش شد. ايران نيز از زمان اعزام دانشجو به خارج در دوره وليعهدى عباس ميرزاى قاجار در دستگاه سلطنتى فتحعلى شاه قاجار و بازگشت دانش آموختگان ايرانى آموزشگاههاى غربى به كشور، درگير اين قضيه شد. حاصل مقايسه، دنياى پيشرفته غربى- با تأكيد بر كشورهاى غربى محل آموزش نخبگان ايرانى مانند انگلستان و فرانسه- با جهان عقب مانده ايرانى، در گزينش نوع سياست و حكومت مطلوب، به عنوان ابزار سعادت ايران، بازتاب يافت.
سياست و حكومت نوع بريتانيايى مورد توجه نخبگان ايرانى در واقع ترجمان نوعى دموكراسى بودكه در انگلستان به صورت مشروطه سلطنتى حاكميت داشت. در طول حدود سه دهه پيش از پيروزى نهضت مشروطيت به سال ١٢٨٥ هجرى شمسى، اين دورنمايه حكومتى توسط اين دانش آموختگان از راه گفتار و نوشتار چاپى تبليغ شد. نوشتههاى سياسى اين گروه، اولين تبليغ رسمى دموكراسى است كه در ايران صورت گرفته است (ر. ك به: زرشناس، ١٣٧٣). اين دسته در ايران ابتدا انتكلتوئل، منورالفكر و در نهايت روشنفكر ناميده شدند و در دهههاى بعدى پسوند غربگرا نيز به لقب آنان افزوده شد.
اين نوشتهها كه در تهيه مقدمات فكرى نهضت مشروطيت (ر. ك به: ولايتى، ١٣٧٣) مؤثر واقع شد و در دهههاى زمانى بعدى خود به خود جريانى سياسى را شكل داد، فكر دموكراسى را به ايران وارد كرد. رشد اين بذر فكرى در سرزمين ايران به تدريج