مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٠
گيرد؛ زيرا موضوع متحول شده است. ذائقه نسل جوان تغييراتى كرده است. حتى مىتوان راهبرد «روحانيون كت و شلوارى» را در دستور كار قرار داد. از اصول مملكتدارى، استخدام سياسى و تربيت نخبگان و كادرسازى است. بايد كوشش كرد «پايگاه اجتماعى روحانيان» به عنوان حاملان اسلام در ركن مردمسالارى دينى، بيش از اين آسيب نبيند؛ زيرا اين امر به تغيير رويكرد و نگرش به اساس اسلام و دين حداقلى يا سكولاريسم مىانجامد. همان روندى كه كم و بيش در اروپا رخ داد.
ضعف پايگاه اجتماعى كشيشان، بدعمل كردن و عوامل ديگر مرتبط با آنان بود، كه بستر مساعدى را براى پرورش سكولاريسم فراهم آورد. به مصلحت روحانيان است كه هزينه ضعف ناكارامدى احتمالى و نارضايتىهاى قهرى به حساب آنان سرازير نشود و با حفظ نفوذ و پرستيژ اجتماعى خود، نقش هدايتى و حتى سوپاپگونه را در مواقع خطر ايفا كنند. پايگاه اجتماعى روحانيان يكى از متغيرهاى مهم پيشبينى حوادث ايران است.
١١- ٣) سرانجام بايد از عدم توجه نخبگان به تبعات درازمدت عمل و رفتار و تصميم و اظهارات، ياد كرد. اين نكتهاى است كه از خلال هزاران رفتار نخبگان سياسى مثبت يا حتى منفى مىتوان استقرا كرد. آيا عمربن خطاب مىدانست با جلوگيرى از نگارش وصيت پيامبر (ص) در باب جانشين خود چگونه در مسير حركت تاريخ تغيير ايجاد مىكند كه تا هزاران سال ماندگار است؟ آيا ابوبكر مىدانست گفتار وى در سقيفه، پژواكى در همه نسلها و عصرها مىگذارد و در باب آن قضاوت مىشود؟ آيا خليفه دوم با تشكيل ديوان و سياست تقسيم بيتالمال براساس اصل «عدم تسويه» پايهگذار طبقه اقتصادى جديد در ميان صحابه پيامبر (ص) و تغيير بافت اجتماعى و حتى تغيير روحيه آنان مىشود؟ و اين تغيير خود به خود پايهگذار حوادث دوران بعدى در زمان عثمان و على (ع) و انتقال حكومت به معاويه مىشود؟ و آيا يزيد مىدانست كه عمل وى در عاشورا منحصر به شاهدان آن صحنه نمىشود، بلكه همه نسلهاى بعدى تا هزار و چند صد سال بعد همچنان در قضاوت آن ماجرا مشاركت پيدا خواهند كرد؟ اگر اين سياستمداران چنين دركى از گفتار، رفتار، تصميمات خود داشتند، آيا همچنان همان سان عمل