مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٨
شرايطى كه براى سياستمداران و اهتمام در تربيت آنان از حيث تزكيه نفس مىورزد و تأكيدى كه بر عدالت، علم و تخصص آنان مىكند، مىكوشد ترجيحات بخش عمومى را در سياستگذاريها مدنظر قرار دهد. (همان، صص ٩٥- ٩٤)
٨- ٣) كاركرد تربيتى مردمسالارى دينى يكى از مختصات آن است. دولت دينى مىكوشد تا انسانها را در جهت رسيدن به كمال مطلوب و غايت وجودى آنان يارى دهد. براساس اين كاركرد، دولت و حكومتها خود را معطوف به تضمين سلامت بينش، گرايش و تربيت آنان مىدانند؛ اما واقعيت اين است كه به هر تقدير انسانها داراى هوى و هوس و غرايز نيرومندى هستند. ارضاى اين هوى و هوسها در مردمسالارى ليبرال با مشكلى مواجه نيست؛ اما در مردمسالارى دينى با محدوديتهايى مواجه است. مردمسالارى دينى مىكوشد تا ارضاى اين نيازها و غرايز را به تأخير اندازد و در ساز و كارهاى عقلانى و شرعى ارضا كند يا حتى غرايز لجامگسيخته و سيرنشدنى و بىنهايتطلب را سركوب كند. ميداندارى گرايشهاى منفى و موج بىبند و بارى اخلاقى مىتواند در مردمسالارى دينى خلل ايجاد كند؛ زيرا اين گرايشها قهراً انديشههاى مردمسالارى دينى را بر نمىتابد.
انديشه دينى در يك بستر مطهر امكان حيات دارد. البته اين بدان معنا نيست كه به مردم با بدبينى بنگريم. حتى مؤمنان نيز بعضاً خطاكار و گناهكارند و لغزشهايى از آنان سر مىزند. با اين همه، مردم بر فطرت پاك خدايىاند و علاقهمند به پيامبر (ص) و اهل بيت و على (ع) و حسين (ع) اند؛ اما در عين حال آفت مردمسالارى دينى از بُعد گرايش از چنين جنسى است. اين بدان معنا نيست كه دولت يا حكومتها خود را مجاز به ورود به قلمروهاى شخصى يا دخالتهاى ملموس در احوال شخصيه مردم بدانند، بلكه حكومتها بايد با بالا بردن ضريب كارامدى خود، بستر مناسبى براى ارضاى نيازهاى ذاتى آنان فراهم كنند و در عين حال به نظارت ناملموس و نامحسوس در خط مشىها بپردازند.
٩- ٣) ضعف كار تشكيلاتى و احزاب شناسنامهدار و ماندگار و نيز پاسخگو نبودن احزاب و تشكلها يكى از نقايص مردمسالارى دينى است. در نبود تشكلهايى كه از درون مردم بجوشد، احزابى حكومتساخته شكل مىگيرند و مىكوشند اين خلأ را