مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧١
به هر تقدير مطلق كردن دموكراسى در بستر غربى آن حتى با اساسىترين مفروضات اصول متدلوژيك علوم يا نقد منتقدان درونى غرب نيز در تعارض است.
دموكراسى «خيرى» است كه در مواردى ممكن است با «خير» ديگر جمع ناشدنى باشد. در چنين مواردى مجبوريم به انتخابى «گلچين شده» دست زنيم و بخشهايى از نقاط قوت مفاهيم مثبت را در قالب رهيافت فقه سياسى گزينش كنيم.
٢- ٣) بذر دموكراسى كاشته شده در اقليم جهان اسلام و ايران با ارزشهاى دينى چالش اساسى نخواهد داشت. در صورتى كه انتظار نداشته باشيم كه ميوه آن كاملًا نظير نوع غربى آن باشد؛ چرا كه قهراً ويژگيهاى آب و هوايى و اقليمى در نوع تركيب آن مؤثر خواهد بود. دموكراسى در ايران با اسلام به چالش اساسى نخواهد رسيد، اگر مردم مؤمن باشند. «ان كنتم مؤمنين». اگر تكيه بر آرا و مطالبات مردم يكى از عناصر جوهرى دموكراسى و در عين حال رضايت مردم را به عنوان يكى از مهمترين چالش اسلام و دموكراسى بدانيم، اين چالش موضوعيت پيدا نخواهد كرد، در صورتى كه حكومت شوندگان و حكومت كنندگان از يك جنس و «ايمان مدار» باشند. «ان كنتم مؤمنين».
در دموكراسى دينى، براى مردمان و مؤمنان كه «اكثريت» جامعه ايران را تشكيل مىدهند، تعارضى ميان كسب رضايت خداوند و رضايت بندگان خداوند ايجاد نخواهد شد. شهروندان مؤمن چيزى را نمىخواهند كه برخلاف خواست خداوند باشد؛ مثلًا فرض مطالبه قانونى شدن همجنسگرايى در ايران منتفى است، چون در بستر امر واقع، مؤمنان چنين تقاضايى نخواهد داشت. ايمان در دو سطح شهروندان و وكلايى كه مسئوليت اداره كشور را دارند، از عناصر مقوم دموكراسى دينى در ايران است. چشم اسفنديار دموكراسى در ايران ايمان مذهبى مردم و حاكمان است. طبيعى است كه در اين ميان، پايدارى ايمان حكومتكنندگان در اركان قواى سهگانه و ساير ارگانهاى نظام تعيينكنندهتر است.
ايمان مذهبى در قالب نظام سياسى، آسيبشناختى خاص خود را دارد. نقض آزادى فردى اشخاص به عنوان جزء مقوّم دموكراسى، جزء مقوّم ايمان نيز مىباشد.
ايمان يك امر داوطلبانه و درونى و امرى است كه متعلق آن قلب انسانهاست.