مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٥
٥) محدود شدن دوره زمامداران؛
٦) حكومت قانون و تحكيم جايگاه قانونگذارى عرفى و قوانين موضوعه؛
٧) فرديت و آزادى افراد و تكريم حريم فرد؛
٨) وجود ساز و كارهاى احزاب، آزادى مطبوعات، انتخابات، احترام به اكثريت و نظام وكالت و نمايندگى و پاسخگو كردن احزاب و تشكلها؛
٩) پيشنيازهاى فرهنگ مدارا (تساهل)، فرهنگ مشاركتى و غيراقتدارى؛
١٠) برابرى غير ايدئولوژيك همه شهروندان و احترام به حقوق انسانى اتباع كشور و حق برابر آنان براى انتخاب شدن و انتخاب كردن؛
١١) قاعده حكومت نظر اكثريت.
طبيعى است اين مؤلفهها و شاخصها در ظرف زمانى و مكانى و فرهنگى جهان اسلام، بايد ترجمهاى بومى شود. همان سان كه شيخ محمد عبده مىگويد: «مفاهيم همچون گياهانى هستند كه در هر زمينى نمىرويند.» (عنايت، ١٣٦٢، ص ١٤٤) چنين انتظارى نامعقول است.
٣- ١) دموكراسى از ديدگاه اسلام و در جهان اسلام و ايران: يكى از مباحث متدلوژى بحث تفكيك دو سطح تحليل در موضوع حاضر است. گاه سخن از سازگارى يا ناسازگارى عناصرى از پديده جديد و مستحدثه «مردمسالارى» با متون دينى و حياتى است. بحث از عناصر مساعد يا نامساعد متون دينى در پيوند با مردمسالارى است. شواهد و مؤيداتى كه در مقام شكار دادهها جمعآورى مىشوند.
گاه سخن از وجه توصيفى و هستشناسانه؛ يعنى وجود يا عدم وجود دموكراسى در جهان اسلام و ايران يا ميان مسلمانان و نه اسلام است. در وجه دوم «متون» نه به اعتبار ذاتى آن، بلكه بهاعتبارى كه مسلمانان بدان توجه كردهاند، مدنظر قرار مىگيرد.
سخن از سازگارى مردمسالارى با فرهنگ مسلمانان و نه اسلام و با واقعيتهاى عينى آنان است. نويسنده در اين مقاله مردمسالارى را به اعتبار ثانوى، موضوع جستار خود قرار داده است؛ بنابراين مباحث كلاسيك متفكران اسلام در موج اول مردمسالارى در جهان اسلام و ايران را مفروض گرفته است. يا به طور مثال در