مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٤
١- كليات نظرى و متدولوژى موضوعشناسى
١- ١) موضوعشناسى دموكراسى منوط به درك اين مفهوم در ظرف جهانى و غربى آن است. دموكراسى پديده جديد و مستحدثهاى است كه در سرزمين غرب تولد يافته است. اين مفهوم و مصداق بر جهاننگرشى غربى و بر اومانيسم و ليبراليسم مبتنى است.
هر چند مراحل اوليه آن در صبغهاى مذهبى زاده شده است، اما به زودى از بستر دينى آن جدا و صورتى عقلانى و فلسفى صرف گرفته است. در رويكرد جهان اسلامى و ايرانى آن، مىتوان دموكراسى را از مفروضات جهانشناختى و ليبراليستى آن جدا كرد و دموكراسى را به مثابه يك روش و نه محتوا در نظر گرفت و با اين ساز و كار در جهت بومىسازى مفاهيم اقدام كرد. امرى كه در همه فرهنگها و تمدنها در مواجهه با مفاهيم و ايدئولوژيهاى بيگانه يا مهمان به عمل مىآيد؛ نظير مائوئيسم كه نمونهاى از سوسياليسم بومىشده چينى است. بنابراين در بحث مردمسالارى دينى بايد در نظر گرفت كه مردمسالارى به مثابه يك روش و نه يك محتوا يا نه ايدئولوژى و فرهنگ در كانون توجه است.
٢- ١) دموكراسى به مثابه روش، داراى مؤلفهها، شاخصها و ساز و كارهايى است كه مخرج مشترك نظريات گوناگون و واقعيات عينى در كشورهاى صنعتى و سرمايهدارى است. اين عناصر مشترك، هم عناصر نرمافزارى و هم سختافزارى را در بر مىگيرد. (براى بررسى اين عناصر ر. ك به: هلد، ١٣٦٩؛ شومپيتر، ١٣٥٤؛ كوهن، ١٣٧٤؛ نقيبزاده، ١٣٧٩؛ حقيقت، ١٣٨١)
١) تفكيك قوا، توزيع قدرت، قرار دادن ضد قدرتى در مقابل هر قدرت و مشروطه شدن قدرت حاكمه؛
٢) جابهجايى مسالمتآميز قدرت از راه انتخابات؛
٣) منشأ مردمى دولت و جنبه انسانى و بشرى آن و كوشش در جهت جلب رضايت مردمان؛
٤) پاسخگو كردن قدرت سياسى و نقدپذيرى مسئولان؛