مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٧
متأثر از تحولات درونى يا بيرونى روبهرو شود، مجدداً بىاعتمادى بازمىگردد. به علاوه، تلقى انسان به عنوان يك حيوان اقتصادى و اينكه مبناى رفتار و كردار وى تنها مبتنى بر عقل ابزارى است نيز خالى از اشكال نمىباشد؛ زيرا ممكن است نظامهاى اقتدارگرا و تماميتخواه، نظير اتحاد جماهير شوروى دوره استالين، با به كارگيرى زور، منابع لازم را در جهت توسعه اقتصادى بسيج نمايند، ولى نتوانند باور شهروندان را نسبت به خود تغيير دهند. به عبارت ديگر، انسان پرندهاى در قفس نيست كه با مهيا بودن آب و نان و جاى مناسب اقناع گردد.
از سوى ديگر، در حكومتهايى، مانند نظام جمهورى اسلامى در دهه اول انقلاب، با وجود مشكلات عديده داخلى و خارجى، نظير جنگ تحميلى و تحريمهاى اقتصادى آمريكا و علىرغم وابستگى شديد دولت به درآمدهاى نفت، كه قيمت آن متأثر از نوسانات بينالمللى بوده است، از درجه بالايى از روحيه ايثار و فداكارى و اعتماد سياسى شهروندان نسبت به رهبران سياسى خود برخوردار بوده است. بنابراين سياستمداران بايد فرصت به دست آمده را مغتنم شمرده، اعتماد عمومى را با استفاده از عوامل جامعهپذيرى به صورت يك فرهنگ عمومى در آورند تا در مواقع بحرانى، افراد و شهروندان در حل مشكلات به وجود آمده حامى دولتها و نهادهاى حكومتى باشند.
علاوه بر نظريات فرهنگى و نهادى، در خصوص مبانى كاهش اعتماد سياسى نبايد از صفات و ويژگيهاى رهبران سياسى در سطوح مختلف غافل شد. اين مهم به ويژه در رابطه با حكومتهاى مردمى مبتنى بر دين، نظامهاى مردمسالار دينى، بيشتر نمود دارد. اين نوع حكومتها داراى اهدافى فراتر از تأمين امنيت و رشد اقتصادى و اجتماعى مىباشند. تعليم و تربيت و هدايت انسانها، اجتناب از طاغوت، برداشتن غل و زنجيرهاى مانع آزاديهاى مشروع و اقامه قسط و عدل مبناى شكلگيرى اين نوع حكومتهاست. اجراى چنين اهدافى نياز به رهبرانى صالح و شايسته دارد كه بايد داراى خصوصياتى ويژه باشند. در اين نوع حكومتها رشد و توسعه اقتصادى، اجتماعى و سياسى به قيمت افزايش شكاف بين دارا و ندار، ملت و دولت، مطلوب نيست. در اين نوع حكومتها علاوه بر كفايت، تخصص و توانايى، رهبران بايد