مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٤
قسمت دوم: ريشههاى كاهش اعتماد سياسى
با عنايت به تعريف و مصاديق كاهش اعتماد سياسى كه در آن تلقيات و برداشتهاى شهروندان نسبت به كارامدى نخبگان سياسى مطرح مىباشد، مبانى نظرى كسرى اعتماد سياسى را مىتوان در سه مقوله، نظريات فرهنگى، نهادى و ويژگيهاى رهبران مورد بررسى قرار داد.
بحث اعتماد سياسى ارتباط تنگاتنگى با برداشتها، احساسات و ارزيابيهاى شهروندان در مورد نظام سياسى مربوطه دارد، كه در واقع اجزاى مختلف فرهنگ سياسى مورد اشاره آلموند و وربا است. براساس تجزيه و تحليل آن دو، فرهنگ سياسى، تركيبى از نظام باورهاى تجربى، نمادهاى احساسى و ارزشها هستند كه بر اساس آن، كنش سياسى انجام مىپذيرد. از اين رو، فرهنگ سياسى از سه عنصر تشكيل شده است كه مجموع آن، نحوه تفكر شهروندان را نسبت به سياست معيّن مىكند. اين سه عنصر عبارتند از: بعد شناختى و ادراكى(the cognitive dimension) ، به معناى آنچه مردم در خصوص عملكرد نظام سياسى خود مىدانند يا تصور مىكنند كه شناخت دارند، حال چه اين تصور و شناخت مطابق با واقع باشد يا نه؛ بعد احساسى(the cognitive dimension) ، احساسات مردم درباره نظام سياسى خود، كه شامل علاقه، احترام، بىتفاوتى، تنفر يا ترس از آن مىشود و بعد ارزيابى (the affective dimention)، كه خود بر آمده از دو عنصر قبلى است. به اين معنا كه تلقيات و احساسات شهروندان است كه قضاوتهاى آنها را در مورد عملكردهاى يك سيستم سياسى شكل مىدهد. (Almond and verba ,٥٦٩١ :٤١)
از نظر اين گروه از نظريهپردازان، منشأ بىاعتمادى به نهادهاى سياسى در خارج از حوزه سياست قرار دارد و برآمده از باور عميق و طولانىمدت مردم است كه ريشه در هنجارهاى فرهنگى دارد و از طريق عوامل جامعهپذيرى در دوران اوليه زندگى شكل گرفته و بعدها به نهادهاى سياسى تسرّى پيدا كرده است؛ بنابراين تواناييهاى كارامدى نهادى را مشروط كرده است. (Putnam ,٣٣٩١ ,lnglehart ,٧٩٩١)
از اين رو، اعتماد، خصوصيتى جمعى يا گروهى است كه به طور گسترده همه اعضاى جامعه در آن سهيم مىباشند و رابطه تنگاتنگى با اعتماد سياسى دارد و افراد