مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٤٣
مىدانند؛ البته لازمه بهرهمندى از اينگونه آزادى را محيط آرام در جامعه مىداند كه در آن شرايط تضارب آرا، به دور از نفاق و دورويى فراهم باشد:
«هر كس مىبايد فكر و بيان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنين صورتى است كه انقلاب اسلامى ما راه صحيح پيروزى را ادامه خواهد داد. اتفاقا تجربههاى گذشته نشان داده است كه هر وقت جامعه از يك نوع آزادى فكرى ولو از روى سوء نيت برخوردار بوده است، اين امر به ضرر اسلام تمام نشده، بلكه در نهايت به سود اسلام بوده است. اگر در جامعه ما محيط آرام برخورد آرا و عقايد به وجود بيايد به طورى كه صاحبان افكار مختلف بتوانند حرفهايشان را مطرح كنند و ما هم در مقابل آرا و نظريات خودمان رامطرح كنيم تنها در چنين فضايى زمينه سالمى خواهد بود كه اسلام هر چه بيشتر رشد مىكند.» (همان، ص ٦٣)
«من به همه اين دوستان غير مسلمان اعلام مىكنم، از نظر اسلام تفكر آزاد است.
شما هر جور كه مىخواهيد بينديشيد. هر جور كه مىخواهيد عقيده خود را ابراز داريد. بشرطى كه فكر واقعى خودتان باشد ابراز كنيد. هر طور كه مىخواهيد بنويسيد. هيچ كس ممانعتى نخواهد كرد، بشرطى كه بعد ما هم مىآييم و حرفهايمان را مىزنيم. منطق خودمان را مىگوييم. هيچ كس هم مجبور نيست منطق ما را بپذيرد ... آزادى فكر رابا آزادى اغفال ومنافقىگرى و آزادى توطئه كردن كه نبايد اشتباه بكنيم.» (همان، صص ١٣- ١٢)
٤- ٤- آزادى فكر و عقيده صحيح: استاد مطهرى ميان «آزادى فكر» و «آزادى عقيده» فرق مىگذارد. فكر را يك منطق مىداند كه بر اساس آن انسان حساب كرده، استدلال كرده و انتخاب مىكند، اما عقيده را به معنى بستگى و گره خوردگى مىداند. چه بسا عقيدههايى كه هيچ مبناى فكرى ندارند و صرفاً محصول تقليد، تبعيت و عادت مىباشند؛ لذا به استناد آيه «لا اكراه فى الدين» آزادى فكر را مجاز شمرده نه آزادى عقيده را؛ بنابراين مبنا در مقام طرح عقايد و نظريات در صورتى مىتوان آزادى را شامل اين قلمرو- عقيده- هم دانست كه بستر نقد و برخورد آرا در محيطى آرام فراهم باشد كه همگان بتوانند به تضارب آرا بپردازند تا سره از ناسره بر همگان مشخص شده و عقايد ناشى از عقدهها از عقايد مبتنى بر تفكر صحيح