مردم سالارى دينى ماهيت، ابعاد و مسائل مردم سالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٧
٢- ٣- ٢- هدف نهايى آزادى «رشد و تكامل» انسان است؛ «بدون شك. چون اگر آزادى نباشد انسان نمىتواند به كمال خودش برسد. خدا انسان را طورى خلق كرده است كه به كمال خودش از راه آزادى و انتخاب و اختيار برسد. راه كمال غير از اينكه تقدم انسان با اختيار و آزادى باشد ممكن نيست جور ديگرى طى شود. همين قدر كه اجبار آمد ديگر اين راه نرفتنى است.» (مطهرى، ١٣٦٢، ص ٣٤٩)
٣- ٢- ٢- آزادى معنوى غايت و هدف اصلى تمام آزاديها؛ «انسان آنجا كه به عقل و اراده متكى مىشود نيروهاى خويش را جمع و جور مىكند و نفوذهاى خارجى را قطع مىكند و خويشتن را آزاد مىسازد و به صورت «جزيرهاى مستقل» در مىآيد. انسان به واسطه عقل و اراده است كه «مالك خويشتن» مىشود و به صورت «جزيرهاى مستقل» در مىآيد. مالكيت نفس و تسلط برخود و رهايى از نفوذ جاذبه به ميلها هدف اصلى تربيت اسلامى است غايت و هدف چنين تربيتى «آزادى معنوى» است» (مطهرى، ١٣٧٤، صص ٤٤- ٣٤ و انسان در قرآن، صص ٣٠- ٢٩)
٣- قلمرو آزادى
هرگاه آزادى در حوزه سياست مورد توجه قرار مىگيرد بحث از حدود و محدوديتهاى آن در حيطه اجتماعى بسيار مهم و قابل تأمل است. در فلسفه سياسى ليبراليسم غرب آزادى فقط به خاطر آزادى و به واسطه اضطرار محدود مىشود و اصل اين است كه محدوديتى در برابر رفتارهاى سياسى فردى پذيرفته نمىشود و تنها محدوديها بر محور آزادى ديگران يا منافع عمومى جامعه و امنيت ملى قابليت اعمال پيدا مىكند.
«به زغم راولز: آزادى فقط مىتواند به خاطر آزادى محدود شود. مقصود راولز آن است كه مىتوان از خطراتى كه متوجه آزادى مىشود جلوگيرى كرد و با هدف صيانت از خود آزادى آن را محدود نمود.» (محمودى، ص ١٢٩)
استاد مطهرى كه مردمسالارى را با محوريت و محتواى اسلام در نظر دارند، عوامل محدود كننده آزادى سياسى و اجتماعى را كه تبلور آن در جامعه و نظام سياسى ظهور مىكند اينگونه بر مىشمرد: